صاحبدلان

فرهنگی . اجتماعی . ادبی

نويسندگان

م . توحیدی

داریوش شاه

داریوش پادشاه بزرگ هخامنشی برای سعادت مردم، دعای معروفی دارد که دور شدن سه آفت بزرگ  از مملکت را از اهورا مزدا( خدای یکتا) خواهان است:
*خشکسالی، دشمن، دروغ*
ما ایرانیان امروز شاهدیم که هر سه آفت، دامنگیر کشور و مردم است.
نابودی محیط زیست
دشمن نادان داخلی
دشمن دانای خارجی
دروغ نهادینه شده
 
دروغی که کلید صندوقچه همه شرور و آفات است از خدعه گرفته تا آمارهای دروغ
 
خدایا! ما همچنان در پی استجابت دعای داریوش بزرگ نشسته ایم!
آمین آمین آمین

یکشنبه 28 خرداد 1402 | ارسال نظر(0)

اصول کلی مکتب فکر دکتر شریعتی

*

اصولِ کلیِ مکتبِ فکری ام را شعاروار ترسیم می کنم :
1 - در برابرِ استعمار و امپریالیسمِ سرخ و سیاه، تکیه گاه ام ملیت است.
2 - در برابرِ سلطهٔ فرهنگیِ غرب، تکیه گاه ام تاریخ و فرهنگِ خودم.
3 - در برابرِ ایدئولوژی های مارکسیسم، اِگْزیسْتانسْیالیسم، نیهیلیسم، ماتریالیسم، ایدئالیسم، تصوفِ شرقی، عرفانِ هندی، زهدِ اخلاقیِ مسیحی، اومانیسمِ مادیِ غربی و همهٔ موجها یا جریان های ایدئولوژیکِ گذشته و حال: اسلام.
4 - از میانِ همهٔ فرقه ها و تلقی های مختلفِ اسلامی، تشیع و از اقسامِ آن: تشیعِ علوی.
5 - با کاپیتالیسم که ملیت را تجزیه می کند و انسان را دو قطبی و استثمار را تشدید و فقر و فساد و حق کشی را همیشگی می سازد و طبیعی و روزافزون، با دیکتاتوریِ فردی، فکری، مذهبی و طبقاتی که رشدِ آزادِ انسان و اندیشه و احساس و هنر و خلاقیتِ انسان را می کُشد و به جُمود می کشاند، با مارکسیسم که تعمیمِ بورژوازی از یک طبقه به تمامِ اندامِ جامعه است و سلطهٔ فراگیرنده و همه جانبه و پایان ناپذیرِ دولت و پوششِ تمامِ جامعه و تمامیِ ابعادِ زندگیِ مادی و روحیِ انسان ها در یک شبکهٔ پیچیدهٔ بروکراتیک و دیکته کردنِ عقیده و ذوق و علم و فلسفه و هنر و ادب
و حتی زیبایی و زندگیِ خصوصی از جانبِ یک سازمانِ رسمی و دولتی و از هستیِ مادی و معنوی ساقط شدنِ همهٔ افرادِ انسانی در برابرِ قدرتِ رَبانی و ولایتِ مطلقهٔ دستگاهِ حاکم و قالبی شدنِ همه کس و همه چیز در یک نظام و نصب شدن انسا نها در یک سازمان و بالاخره ادغامِ فرعون و قارون و بلعمِ باعور است در یک رهبر، و جانشینیِ رئیس پرستی است به جای خداپرستی، محکومیتِ مطلق و ابدی و جبریِ انسانیت است به ماتریالیسمِ دیالکتیکِ بخش نامه شدهٔ دولتی... مخالفم (مجموعه آثارِ 1، صفحه 96-97).

حسن یوسفی اشکوری
شنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۲

شنبه 27 خرداد 1402 | ارسال نظر(0)

نامه مدیر مدرسه به والدین دانش آموزان

والدین عزیز

امتحانات فرزندان شما نزدیک است. می دانم که همه شما امیدوارید که بچه شما از عهده آنها به خوبی برآید. اما لطفا به این فکر کنید که از بین دانش آموزان در امتحان هنرمندی وجود دارد که نباید لزوما چیزی از ریاضی بداند. یا یک کارآفرینی وجود دارد که تاریخ ادبیات انگلیسی برای او اهمیتی ندارد. یا یک موسیقی دان که نمره شیمی برای او اهمیتی ندارد.

اگر فرزند شما نمره خوبی کسب کند، که چه عالیست! اگر نه، لطفا اعتماد به نفس و کرامت را از او نگیرید. به فرزندتان بگوئید که مشکلی نیست. این تنها یک امتحان است. فرزند شما برای چیزهای بزرگتری ساخته شده است. به او بگوئید که به او عشق می ورزید و او را بخاطر نمراتش سرزنش نمی کنید.

خواهید دید که فرزند شما دنیا را فتح می کند. تنها یک امتحان یا یک نمره بد استعداد او را از او نمی گیرد. لطفا اینطور تصور نکنید که تنها پزشکان و مهندسان خوشبخت ترین انسان های روی زمین هستند.

با درود مدیر مدرسه

شنبه 27 خرداد 1402 | ارسال نظر(0)

روز و روزگارتان خوش باد

*

به باغ دهر باران خواهد آمد

چه باران، آبشاران خواهد آمد

برای فتح دشت تیرۀ غم

سپاه لاله زاران خواهد آمد

مشو نومید از اوضاع گیتی

که خوش لیل و نهاران خواهد آمد

سلام و درود بامدادی بر شما مهربانان، آشنایان وغریبانِ آشنا،

چه روزِ خوش، دلخواه و شادی است امروز.

(20 خرداد ماه یعنی 82 روز از بهار گذشت)

و چه خوب است محاسبه ای در رفتار و اعمال خود داشته باشیم.

بسرعت به پایان سال نزدیک می شویم،

با توکل به خدا بکوشیم هر روز برای خود و دیگران بهتر از روز قبل باشیم

شنبه 27 خرداد 1402 | ارسال نظر(0)

عاشق زندگی

زنی که گلوبند نارنج به گردن دارد و ریحان و نعناع در باغچه می کارد 
برای قمری ها، دانه می پاشد و با باران حرف می زند.
ناخن هایش را با حنا رنگ می کند، نه از خزان گله دارد و نه از داغ ِ تابستان،
زمستان هایش را به بهار می بافد و بهار هایش را به زندگی، 
او زنی است که تار و پودش، عاشق زندگی ست،
هنوز زن های آزاده به کتاب ها کوچ نکرده اند.
مُدام دستی در حال چیدن است،
دستی گل های باغ را
دستی گل های مهربانی را و دستی دیگر زندگی را
با مبارزه تا آزادی واقعی، تا تمام نشدن مهربانی و پایان ندادن به زندگی جوانان مان
دست هایمان را به هم گره کنیم، از تفرقه و پَرپَر شدن فرزندان این آب و خاک با هم باشیم.
روزی سرشار از تندرستی، شادابی، سرخوشی مدد رسانی و احترام به یک دیگر،
دور از نامهربانی، جدایی و کینه توزی در پیش داشته باشید.

شنبه 27 خرداد 1402 | ارسال نظر(0)

روز و روزگارتان خوش باد

*

به باغ دهر باران خواهد آمد

چه باران، آبشاران خواهد آمد

برای فتح دشت تیرۀ غم

سپاه لاله زاران خواهد آمد

مشو نومید از اوضاع گیتی

که خوش لیل و نهاران خواهد آمد

سلام و درود بامدادی بر شما مهربانان، آشنایان وغریبانِ آشنا،

چه روزِ خوش، دلخواه و شادی است امروز.

(20 خرداد ماه یعنی 82 روز از بهار گذشت)

و چه خوب است محاسبه ای در رفتار و اعمال خود داشته باشیم.

بسرعت به پایان سال نزدیک می شویم،

با توکل به خدا بکوشیم هر روز برای خود و دیگران بهتر از روز قبل باشیم

جمعه 19 خرداد 1402 | ارسال نظر(0)

دوست یا برادر

پرسیدند: دوست بهتر است یا برادر؟

گفت: برادر مانند طلا است و دوست مانند الماس

گفتند چطور؟

گفت: طلا اگر بشکنددرست می شود، اما الماس اگر بشکند هرگز درست نمی شود.

8 ژوئن روز جهانی بهترین دوست مبارک

پنج‌شنبه 18 خرداد 1402 | ارسال نظر(0)

دشمننی روسیه با ایران

*سیاست روسیه ، نابودی فرزندان صادق کشورمان است.*
 
زمانی که دکتر چمران از همکاری نظامی روس‌ها در زمان جنگ پرده برداشت و گفته بود: تانک‌های عراقی توسط خدمه روسی رانده می‌شوند؛ خبرگزاریِ روسی "تات" او را عامل سیا و ساواک خواند.
 
با یادآوری این خاطره شگفت‌زده نشدم، چرا که این سیاست مشهود روسیه در زمین‌گیر کردن و چه بسا نابودی فرزندان صادق این سرزمین از سپهر سیاست کشور به لطایف‌الحیل است.
 
این تاثیرگذاری سوء می‌تواند به روش‌های متفاوتی صورت گیرد. دیر زمانی وقتی حاکمیت، ظریف را برای ابلاغ پیامی به کاخ کرملین می‌فرستاد، پوتین روی تُرُش می‌کرد و به مسئولان نظام القاء می‌کرد که به ظریف ظنین بوده و او را تلویحاً جاسوس آمریکا می‌خواند.
 
از این رو استدلال‌های صریح ظریف نزد مسئولان در انتقاد به سیاست‌های کلان، ذره‌ای تأمل را در آنان نسبت به رویکرد پیشین برنمی‌انگیخت. آنها سال‌هاست که ترمز قطار سیاست را کنده و شتابان در سراشیبیِ سقوط افتاده‌اند!
 
نَقَبی می‌زنم به تاریخ انقلاب و یادی کنم از پوست موزی که روسیه توسط حزب توده زیر پای صادق قطب‌زاده انداخت تا به حذف یکی دیگر از مخالفان روسیه بیانجامد.

پنج‌شنبه 18 خرداد 1402 | ارسال نظر(0)

ما نابیناییم!

ما همه نابینائیم! هرکداممان به نوعی، آدمهای خسیس، نابینا هستند، چون فقط طلا را می بینند
آدمهای ولخرج، نابینا هستند، چون امروزشان را می بینند 
آدمهای کلاهبردار نابینا هستند، چون خدا را نمی بینند
آدمهای شرافتمند، نابینا هستند، چون کلاهبردارها را نمی بینند.
خود من نابینا هستم، چون حرف می زنم اما نمی بینم که شما گوشهای شنوا ندارید...
 
ویکتور هوگو

پنج‌شنبه 18 خرداد 1402 | ارسال نظر(0)

برگی از تقویم تاریخ

*

۱۸ خرداد سالروز درگذشت ذبیح‌اله حکیم‌الهی دشتی، معروف به ذبیح‌اله منصوری
(زاده سال ۱۲۸۸ سنندج - درگذشته ۱۸ خرداد ۱۳۶۵ تهران) نویسنده و از پرکارترین مترجمان تاریخ مطبوعات و ادبیات ایران
او در مدرسه آلیانس سنندج کردستان درس خواند که فرانسوی‌ها آن را اداره می‌کردند. پس از چندی با مأموریت پدر در کرمانشاه به آن شهر رفت و زبان فرانسه را از پزشکی که این زبان را می‌دانست فراگرفت. در بازگشت به تهران و درگذشت پدر، عهده‌دار مخارج خانواده شد و به ناچار از تحصیل دست کشید و در سال ۱۳۰۱ با تأسیس روزنامه کوشش با سمت مترجم داستان و مقاله و مطالب علمی در آن روزنامه شروع به کار کرد.
در سال ۱۳۰۶ در حالی که در روزنامه کوشش کار می‌کرد، با روزنامه اطلاعات نیز شروع به همکاری کرد که مدت‌ها ادامه یافت و از آغاز انتشار روزنامه کیهان هم به مدت شش سال، چندین کتاب برای این روزنامه ترجمه کرد که همه به صورت پاورقی به چاپ می‌رسید. بعدها با روزنامه ایران ما، روزنامه داد، مجله خواندنی‌ها، روزنامه باختر، روزنامه اختر امروز، مجله ترقی، مجله تهران مصور، مجله روشنفکر، مجله سپیدوسیاه، مجله امید ایران، روزنامه پست تهران و سرانجام مجله دانستنی‌ها همکاری داشت.
گفته می‌شود حدود ۱۲۰۰ عنوان داستان و مقاله و کتاب نوشته است.
بنابر شواهد و دلایل موجود بسیاری از کارهای او که به‌نام ترجمه چاپ شده‌ است توسط خود او تألیف شده اما بنا بر ضعف فرهنگی آن دوران ایران و تمایل ناشران برای چاپ آثار ترجمه از نویسندگان خارجی، وی برخی از کارهایش را به‌ناچار به‌نام ترجمه نویسندگان موهومی چاپ می‌‌کرد.
علی‌اکبر قاضی‌زاده درباره وضعیت معاش منصوری چنین می‌گوید:
اما نصیب خود او از این همه کار، گذران یک زندگی زیر متوسط بود. تا سال ۵۲ در خانه‌ای در خیابان امیریه زندگی می‌کرد که هیچ‌کس از دوستان او آن خانه را ندیده‌ است. بعد هم در کوی نویسندگان توانست آپارتمانی دست و پا کند که عاقبت در همین خانه هم درگذشت. بیشتر عمر او در بالاخانه‌ای در یک ساختمان قدیمی در کوچه خواندنی‌ها (اول فردوسی از جنوب، نرسیده به کوشک مصری) گذشت. با آنکه در اغلب مطبوعات مطرح زمان خود همکاری داشت و با اینکه کار قلمی او با رونق فروش آن مطبوعات نسبت مستقیم داشت، عاقبت به عنوان حروفچین و از سوی اتحادیه حروفچینان توانست بیمه شود. کارگران حروفچین هم منصوری را خوب می‌شناختند و هم او را دوست داشتند.
یکی از مهم‌ترین نوشته‌های منصوری کتاب شاه جنگ ایرانیان است. از آثار قابل توجه دیگرش سینوهه پزشک مخصوص فرعون، خواجه تاجدار، خداوند الموت (حسن صباح)، ابن سینا نابغه‌ای از شرق، اسپارتاکوس، امام حسین و ایران، اندیشه‌های یک مغز بزرگ (۴ ج)، افکار مترلینک و منم تیمور جهانگشا است.
تنها کتابی که «ذبیح‌الله منصوری» نام خود را به عنوان نویسنده بر آن نهاده؛ کتاب علوم اسلامی در قرن اول هجری است، که البته بیشتر درباره علوم اسلامی در سده‌های چهارم و پنجم هجری است که در سال ۱۳۶۲ توسط نشر چکامه به چاپ رسیده‌ است.

گزیده آثار:
شاه جنگ ایرانیان
سینوهه پزشک مخصوص فرعون
خواجه تاجدار
خداوند الموت
ابن سینا نابغه‌ای از شرق
اسپارتاکوس
امام حسین و ایران
اندیشه‌های یک مغز بزرگ
افکار مترلینک
تیمور جهانگشا

#ذبیح_اله_منصوری

پنج‌شنبه 18 خرداد 1402 | ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران