صاحبدلان

فرهنگی . اجتماعی . ادبی

نويسندگان

م . توحیدی

نشخوار ذهنی منقی

پدیده نشخوار ذهنی منفی چیست؟!
همه ما، گفتگوی درونی داریم. از لحظه ای که بیدار می شویم تا زمانی که می خوابیم یک نفر همیشه درون سر ما دارد حرف می زند. همین الان که دارید این متن را می خوانید هم او دارد حرف می زند. همه ما این گفتگوی درونی را داریم. این گفتگوی درونی گاهی اوقات به نشخوار ذهنی منفی تبدیل می شود. 
بگذارید اول نشخوار را توضیح دهم: چندین هزار سال پیش، بعضی از حیوانات برای حفظ امنیت خود مجبور بودند که به هنگام پیدا کردن غذا، با شتاب آن را بدون جویدن ببلعند و دوباره به مخفیگاه خود باز گردند. سپس در آنجا با خیال آسوده، آرام می گرفتند و غذایی را که قبلاً بلعیده بودند، بالا می آوردند و می جویدند و دوباره می بلعیدند.
گاهی اوقات ما انسان ها نیز دچار مساله ای مانند نشخوار می شویم. یعنی به یک موضوع بارها و بارها فکر می کنیم. ما گیر می افتیم در یک حلقه بی پایان و بی نتیجه فکر کردن به یک موضوع و مدام آن را می بلعیم و دوباره آن را می آوریم بالا و دوباره آن را می جویم.
در گفتگوهای تکراری درونی یا نشخوار ذهنی مدام به نکات منفی، خاطرات منفی و جنبه های منفی فکر می کنیم و بعد از مدتی به آن اعتیاد پیدا می کنیم. همانند حیواناتی که از اول اهل نشخوار نبودند اما اکنون دیگر معده شان کاملا متناسب نشخوار شده است.
این نشخوار منفی می تواند گریبان همه ما را بگیرد. از فردی که همسرش به وی خیانت کرده تا کارآفرینی که ورشکست شده، تا کاندیدایی که در انتخابات رای نیاورده یا روزنامه نگاری که به ناحق زندانی شده، ورزشکاری که  مصدوم شده و دیگر نمی تواند ورزش حرفه ای کند و فردی که در آزمون دکتری به نتیجه نرسیده. سرمایه گذاری که سرمایه اش از بین رفته است.
و اما برای رهایی از دام گفتگوهای درونی منفی تکراری (نشخوار ذهنی) چه می توان کرد؟
تكنيك برگردانی مثبت یا انحراف فکر: 
به صورت ارادي به چيزي توجه كنيد كه مثبت است. بازي هاي فكري کنيد. هر کاری كه مستلزم به كارگيري فكر است. تلفن را برداريد و به دوستان زنگ بزنيد. خلاصه فقط ذهنتان را با هر چيز كوچكي مشغول کنید. يك عدد پيچيده مثل 958354را درنظربگیرید و هفت تا هفت تا از آن كم كنيد. اين تكنيك بخاطر اينست كه مكانيزم ذهن طوريست كه در يك آن نمي تواند به دونقطه توجه كند.
 
تکنیک تاخير فكر: 
براي آمدن فكرهای منفی تکراری به ذهنتان وقت تعيين كنيد و وقتي اين افكار خواستند به ذهنتان وارد شوند به آنها بگوييد كه بروند و در فلان ساعت كه به آنها اختصاص داده ايد بيايند و تدريجا اين ساعات را محدودتر كنيد. این نشان می دهد که شما ارباب هستید و آن ها (افکار منفی تکراری) نوکر. 
تکنیک تدوین فکر: 
 
قلم و كاغذ برداريد و همگي افكار منفي خود را بنويسيد ترجیحا با زبان طنز! نوشتن بار سنگين افكار فكري را سبك كرده و گاه با خواندن نوشته ها ممكن است شما را به خنده يا شگفتي از افكار غيرمنطقي خود وادارد. در عين حال وقتي فكرتان را نوشتيد راحت تر مي‌توانيد آن را بررسي كنيد و خطاهايش را شناسايي نماييد.
تکنیک تصور بدترین حالت ممکن و اقدام:
 در نگاه اول ممکن است این روش اشتباه به نظر برسد اما دو فایده اساسی دارد. به جای اینکه مدام در مورد نگرانی های آینده فکر کنید. به بدترین حالت ممکن فکر کنید. زمانی که به بدترین حالت ممکن فکر میکنید، میبینید آنقدرها هم بد نیست و تنها این ذهن شماست که آن را بزرگ کرده است. همین طور شما می توانید خود را برای اقدامات جبرانی و پیشگیرانه بعدی آماده کنید. به جای ترس از اقدام، بزنید به قلب ماجرا و دست به کار شوید. 
تکنیک تعریف ماموریت جدید:
 نشخوار ذهنی، فكر زايد است و فكر زايد زاييده وقت زايد و وقت زايد زاييده بيكاري، با دست زدن به يك فعاليت كه شما را در حالت برانگيختگي قرار دهد مي‌توانيد از حالت نشخوار ذهنی فاصله بگيريد. مثلا اگر در کارآفرینی شکست خورده اید، یک ایده جدید را دنبال کنید. اگر دیگر نمی توانید ورزش حرفه ای کنید، خوب به مربی شدن فکر کنید! اگر به تازگی جدا شده اید، به تمام کارهایی فکر کنید که در زمان زندگی مشترک فرصتش را نداشتید انجام دهید. خداوند درها و دریچه های بسیاری را پیش روی ما قرار داده است. اما گاهی اوقات آنچنان به درهای بسته نگاه می کنیم که صدها در و دریچه دیگر را نمی بینیم. به خدا نگویید چه مشکلات بزرگی دارید بلکه به مشکلات بگویید چه خدای بزرگی دارید.

پنج‌شنبه 02 اردیبهشت 1400 | ارسال نظر(0)

دماگولوژی چیست؟

دماگوژی در زبان فارسی با معادل‌هایی همچون عوام فریبی یا مردم‌فریبی بکار می‌رود.

پیروان دماگوژیسم بر این باورند که اکثریت مردم را توده‌هایی ناآگاه و فاقد قوه تشخیص و ادارک تشکیل می‌دهند که از لحاظ فرهنگی در سطح پایینی هستند و به راحتی می‌توان آنان را بدون نیاز به استدلال و اقامه دلیل، و صرفاً با اتکای به القائات

رسانه‌ها و دستگاه‌های تبلیغاتی متنوع داخلی و خارجی، با شیوه‌هایی بسیار ساده و احساسی فریب داد و در راهی دلخواه با خود همراه کرد!

مشهورترین و متداول‌ترین روش‌های دماگوژیست‌ها توسل به عواطف میهنی یا مذهبی مردم برای به دست آوردن حمایت آنان و القای این نکته کلیشه‌ای و مشهورست که آنچه ما می‌گوییم، سخن پذیرفته شده و قطعی و بلاتردید همه دانشمندان و خردمندان جهان است و ندانستن شما از نادانی شماست!

و در نتیجه مخالفت با ما مخالفت و دشمنی با فرهنگ و تمدن  است!

دماگوژی یکی از خطرناک‌ترین و در عین‌ حال متداول‌ترین راهکارهای نفوذ سلطه‌گری و فاشیسم در میان ممالک استعمار زده،

یکی از بنیادی‌ترین عوامل ترویج خشونت و جنگ در کشورهای جهان سوم، و یکی از عوامل اصلی محرومیت و توسعه‌ نیافتگی

در جوامع عقب‌مانده است!

جوامعی که مهمترین مشخصه آنها، آمار پایین کتابخوانی و آمار بالای بزهکاری و تجاوز به حقوق دیگران است!

 

جوامعی با کتابخانه‌های خلوت و کلانتری‌ها و دادگاههای شلوغ!

یکشنبه 22 فروردین 1400 | ارسال نظر(0)

شعارهای تابویی

دوستان از شعارهای چندین سالهٔ خود تابوئی آفریده اند و قادر به دور زدن آن نیستند. یکی از اینها نفرت ازسرمایه داری است.

لغتی نفرین شده که از نظر آنها حتی اجازهٔ استفاده از آن حرام و دور از شأن یک انقلابی است. جالب است جائیکه هیچکس قادر به توضیح جایگزینی برای آن نیست و کل دنیا با ثمرات مادی و معنوی آن روزگار میگذراند، و همهٔ بدیلهای آن در ورشکستی کامل افتاده اند، اصرار در نفی آن چه معنائی دارد، غیر از تعصب خشک و خالی چه توجیهی را می توان برای آن تراشید.

 دوستانیکه دین باور هستند طبق دستورات صریح دینی که نفی مالکیت را جایز نمی داند، و دوستان مارکسیست که در تجربه به غلط بودن نفی مالکیت رسیده اند، چرا اینهمه از اقرار به حرمت مالکیت و قبول آن به عنوان تنها روش موجود و عملی وحشت دارند. هر دو تفکر بنوعی اعتقاد به معجزه و لطف خداوندی دارند و به آن  متوسل می شوند. «خود بخود و با توکل بخدا درست خواهد شد» خلاصهٔ راه حل آنهاست. بنده منظور شما را از قشر متوسط شهری که بار انقلاب را بدوش کشیدند متوجه نشدم، اما آنچه منطقی و علمی است اینکه، قشر متوسط شهری هیچگاه نتوانسته است به تنهائی حرکتی موفقیت آمیز از خود نشان دهد، چرا که ایدئولوژی و مرز مشخصی در منافع خود ندارد، بعبارتی از اقشار مختلف، با منافع مختلف تشکیل شده است. کارمندان  دولت، مغازه داران، دلالان خرد، بنگاه های تولیدی کوچک، نظامیان، رانندگان در امر حمل و نقل، همگی جزو قشر متوسط شهری محسوب میشوند، اما منافع و ایدئولوژی مشترک ضعیفی دارند. آنها و طبقهٔ دهقان، همیشه تحت رهبری بورژوازی« در تمام اشکال آن» و یا کارگران صنعتی طیف بندی شده و حرکت کرده اند. نیروی بیکران آنها همیشه تحت رهبری دیگران حتی در کودتاهای ارتجاعی و نظامی نقش بزرگی داشته است، اما هیچ شکل حکومتی خاص خود ندارند و در حاشیهٔ سفرهٔ دیگران ارتزاق میکنند. اینها هیچ راه حل بدرد بخور و زاینده ندارند مگر، بعد از دستیابی بقدرت با تجزیه به قطب های مختلف برخی در حاکمیت بشکل بورژوازی و بعضی از آنها در مدیریت و پستهای دولتی و نظامی و سیاسی ایفای نقش میکنند. نشستن بامید آنها واهی، و اگر هم مو‌فق شوند، چیزی برای ارائه ندارند.

یکشنبه 22 فروردین 1400 | ارسال نظر(0)

مبارزه سیاسی یا سیاست مبارزه

اگر دغدغه رهایی میهن و هموطنانتان از وضع موجود را دارید از همین حالا شروع کنید.

مبارزه سیاسی و اجتماعی حتما که نباید با اسلحه و بودجه و کمک های سازمانها و ارگانها و ابرقدرتها باشد، هر فرد می تواند در حد  توان و امکاناتش یک نهاد مبارزه با عقب ماندگی مردم و کشورش باشد.

 اولین قدم برای نجات کشور و تاثیر در جریان جاری فعلی، ایجاد تغییر و تحول در تفکر و شیوه نگرش خانواده و اطرافیان خودمان است.

 علیرغم مشکلات معیشتی و خانوادگی و اقتصادی که در جامعه ایران سایه گسترانده، همه ما ساعاتی هم برای پرسه در شبکه های اجتماعی و از این قبیل اتلاف وقت ها در برنامه روزانه یا در فعالیتهای هفتگی مان داریم.

با یک مدیریت ساده در این زمانها به راحتی می توان با جستجوی مطالب مفید، کتاب، داستان و یا مقالاتی را که احساس می کنیم اگر در دسترس اطرافیانمان قرار بگیرد مفید خواهد بود، دسته بندی کرده و در صورت امکان روخوانی و ضبط کنیم و در اختیار خانواده و دوستانمان قرار بدهیم.

با این روند شبکه کوچکی از آشنایان را بوجود خواهیم آورد و با درخواست از آنها برای  تکرار این زنجیره کم کم این تولیدات  تنوع پیدا کرده و سلایق و افکار متفاوتی در این گروه کوچک تبادل پیدا خواهد کرد.

خوشبختانه امروزه شبکه ها و نرم‌افزارهای بسیاری در جهان  امکانات کاملا رایگان در اختیار کاربران قرار می دهند که  این نوع فعالیت ها را بدون نیاز به صرف هزینه امکان پذیر کرده است.

بطور مثال برنامه تلگرام بینهایت فضای اینترنتی رایگان در اختیار شما قرار می دهد که این برای تولید و آپلود و انتشار تمامی مطالب، آثار، کتابها و فیلمهای ممنوعه از بدو تاریخ تا به امروز نه تنها کافی بلکه مضاعف نیز هست.

 این موضوع فقط شامل اولین انتشار فایل می شود، که در دفعات بعد فقط با یک کلیک و فوروارد می توان هر کتاب یا مطلبی را با هزاران نفر به اشتراک گذاشت.

اگر حتی زمان و امکانات ضبط یا اجرای صوتی را ندارید، در مجموعه ما برای تمام سلیقه ها و گرایش ها با همین شیوه و توسط افراد داوطلب و دلسوز، در طی سالهای گذشته  کتاب تولید شده و بصورت رایگان در اختیار همه قرار گرفته که  شما می توانید برای شروع با بازنشر و ارسال این کتابها به خانواده و دوستانتان این روند را گسترده تر کرده و عضوی از این مبارزه علیه سانسور و ناآگاهی  باشید، بدون نیاز به کمک و وابستگی به تفکر، سازمان و یا دولتی خاص.

می توانید گروههای کوچکی تشکیل بدهید و  بر حسب سلیقه و نیاز ، کتابهایی که با نگرش شما همراه است را از کانال و یا سایت انتخاب و در آن فوروارد و استفاده کنید.

اگر گروه یا جمعی دارید که کتاب، پادکست، داستان و یا اثری تولید و منتشر می کنید، مجموعه ما با افتخار و بدون در نظر گرفتن گرایش و تفکر مربوطه و صرفا در راستای گردش آزاد اطلاعات و عبور از موانع سانسور، آماده همکاری و بازنشر این قبیل آثار در پلتفرمهای مجموعه آوای بوف می باشد.

یکشنبه 22 فروردین 1400 | ارسال نظر(0)

باورهای غلط در روابط بین زوجین

آشنایی با باورهاي غلط در ارتباطات بين زوجین
اگر شما در رابطه با همسرتان ، مشکلی داشته یا دارید، احتمالا توصیه های زیادی به شما شده است.
این طور به نظر می رسد که هر فردی که ازدواج کرده است و یا افرادی را می شناسد که ازدواج خوبی داشته است، رمز و راز یک عشق بی انتها در ازدواج را، می داند.
من  پس از سالها تحقیق و پژوهش، به این نتیجه رسیدم که باورهای غلط بسیاری در مورد ازدواج وجود دارد که نه تنها مخرب است، بلکه بالقوه توانایی از بین بردن رابطه را دارد. 
این باورها خیلی خطرناک هستند چون باعث می شوند زوجها مسیر اشتباهی را انتخاب کنند و یا به سبکی با یکدیگر برخورد نمایند که امیدی به بهبود رابطه وجود ندارد.واین فرضیه که رابطه را می توان با افزايش حساسيت بین فردی (توجه) بهبود بخشید نیز غلط است.
تعدادی از اين افسانه هاي غلط عبارتند از :
1 - "ازدواج فقط یک کاغذ و قرارداد رسمي است "
مزایای جسمانی و روانی ازدواج بیشمار است. بعد از 50 سال تحقیقات جامعه شناختی در کشورهای توسعه یافته ثابت شده است که بهترین منبع سلامتی، ثروت ، طول عمر و آرامش خاطر کودکان ، از ازدواج رضایتمند و سالم ناشی می شود.
2 - "تنها زندگی کردن با روابط موقت، همانند زندگی متاهلی است."
دوباره تحقیقات جامعه شناختی نشان داده است که در همه جای کره زمین، افرادی که تنها زندگی می کنند، زودتر می میرند، کمتر سالمتر هستند، کمتر ثروتمندترند و بهبودی از بیماری ها برایشان کندتر است، به نسبت افرادی که ازدواج کرده اند.
این امر خصوصا برای مردان صادق است که در مقایسه با زنان از حمایتهای اجتماعی ضعیف تري برخوردارند. زمانی که مردان در یک رابطه متعهدانه هستند، حمایت های اجتماعی خود را افزایش می دهند.
3 - " تعارض در رابطه زناشویی، نشانه آن است که در یک رابطه بد و مخرب قرارگرفته اند."
تعارض در همه روابط وجود دارد و غیرقابل اجتناب است. علاوه بر این، تعارض به ما کمک میکند تا آگاهی خود را نسبت به شریک زندگیمان افزایش دهیم. تعارض معمولا از تلاش برای ایجاد رابطه از دست رفته شکل میگیرد، مخصوصا زمانیکه یکی از زوجین تلاش میکند تا به لحاظ عاطفی به دیگری نزدیکتر شود. همچنین تعارضات از تفاوت انتظارات زوجین از یکدیگر شکل میگیرد که ارزش دارد در موردشان صحبت شود.
4 - " عشق کافی است ... "
عشق کافی نیست، زیرا در اغلب ازدواجها، خصوصا بعد از تولد اولین کودک، زوجین تعاملات خودشان را با یکدیگر کمرنگ می کنند، که به روابط عاشقانه آسیب میزند. رفتار جنسی کمتر می شود و از تفریح و ماجراجویی نيز  دور مي شوند.
اگر به روابط بين زوجين توجه نشود، رابطه تبديل به انجام یکسری کارهای تکراری و مکالمات محدود تبدیل می شود. که زوجین باید توجه و اولويت خود را به يكديگر در این حیطه بهم داشته باشند.
5 - "صحبت در مورد زخمهای عاطفی رابطه درگذشته، فقط باعث بدتر شدن آنها میشود."
بنا به گفته فالكنر " گذشته هیچ وقت نمی ميرد و هیچ وقت نمی گذرد. "(چون ما با گذشته زندگی می کنیم) شما مي توانيد آسيبهاي عاطفی گذشته را بررسی نماييد، كه ديگر براي شما اتفاق نيافتد. 
و شما نمي توانید گذشته را عوض كنيد، بلکه فقط می توانيد نحوه بازگویی و خاطره ي آن را تغییر دهید.
6 - "روابط بهتر آن است که افراد مستقل تر از یکدیگر باشند و نیاز زیادی بهم نداشته باشند."
وابستگی متقابل در همه روابط وجود دارد. در روابط سالم، افراد می كوشند تا نیازهای دیگری را هم مدنظر خودشان قراردهند.(و خودخواهانه فقط به فکر ارضای نیاز خودشان نباشند.) 
باوری در اين زمينه وجود دارد که " عزيزم اگر تو آسيب ببيني، دنيا براي من متوقف مي شود و من به تو، توجه مي كنم
.

سه‌شنبه 10 فروردین 1400 | ارسال نظر(0)

تیرباران

در سال ۱۳۵۸ سه زن تیرباران شدند. 
١ -  پری بلنده  
٢ - ثریا تُرکه  
٣ - اشرف چهار چشم
جرمشان دایر کردن شهرنو و فریب زنانی که عمدتاً رو به یائسگی می رفتند .
هنگامی که شور انقلابی مردم را وا داشت تا آتش بر این محله بد نام بکشند، آیت الله طالقانی بانگ اعتراض برداشت که هر خانه نیاز به یک مستراح دارد و شهرنو مستراح بود برای پایتخت.
حال بیش از چهار دهه از آن ایام گذشته است و تهران دیگر محل مشخصی به نام شهرنو و قلعه ندارد!  
فاحشه ها شهر را سنگر به سنگر فتح کرده اند 
با شعار "  هر خیابان یک شهرنو! 
روسپیان نیز بسان دلبرک مغموم رُمان مارکُز به تازگی استخوان بلوغ ترکانده اند و سینه هایشان گل داده !!
نه ؛ فقط دخترکان نیستند ! چشم انقلابیون دو آتیشه روشن ؛ زنان متأهل که سهل است خبر آمده برخی از مردان هم تن فروشی می کنند! 
دوجنسه های حوالی پارک دانشجو بماند!
دیگر خبری هم از کارت سلامت و معاینه ماه به ماهشان نیست . 
برخی نیز به مبادله کالا به کالا برگشته اند " تن مقابل غذا "!
اتوپیای اسلامی است دیگر!
چشمتان روز بد نبیند در شهرهای کوچک مردان بزرگ جثه افسار پاره کرده اند و به خردسالان چشم طمع می دوزند !! 
و در شهرهای بزرگ مردان (کوچک وجدان)  به یک زن در یک شب سه بار تجاوز می کنند! 
بین خودمان بماند می گویند در برخی روستاها به دام و طیور هم تجاوز می شود! 
البته بعضی شهرها به درجه‌ای از آگاهی رسیده‌اند که فاحشگی را به رسمیت بشناسند! 
با صیغه های چند ساعته! دمشان هم گرم !!!
به راستی در این سال نو  " نو  روز  چه چیز را باید تیرباران کرد؟؟!! 
قلمت بشکند تاریخ؛ اگر ننویسی که برای بهشت نادیده ات زندگی را به مردم جهنم کردند...
قلمت بشکند تاریخ؛ اگر ننویسی که به اسم دفاع از مستضعفان، زندگی های اشرافی برای خود و دوستانشان فراهم کردند...
قلمت بشکند تاریخ؛ اگر ننویسی که برای کارگر حقوق یک و نیم میلیون تومانی و برای خودشان حقوقهای نجومی تصویب میکنند...
قلمت بشکند تاریخ؛ اگر ننویسی که پس از کشته شدن جوانان وطن در راه دفاع از میهن برای صیغه کردن زنان آنان چه رقابتی داشتند !!!
قلمت بشکند تاریخ؛ اگر ننویسی که الاغ سواران دیروزی امروز ماشینهای ضد گلوله میلیاردی و پس افتاده هاشان پورشه سوارند...
قلمت بشکند تاریخ؛ اگر ننویسی که به دلیل عدم لیاقت و مدیریت مسئولان و کج اندیشی نوک هرم فساد و خودفروشی و دزدی و بیکاری واعتیاد و زمین خواری خود مسئولان و ورشکستگی کارخانجات و حق خوری کارگران و تجارت دختران به کشورهای عربی و افتتاح صیغه خانه زنان ایرانی برای عربها در شهرهای مذهبی و اَنگ تروریسم بودن بر پیشانی هر ایرانی در این کشور بیداد می کند...
قلمت بشکند تاریخ؛ اگر ننویسی که شعار مرگ بر آمریکا و انگلیس مختص مردم بود و تفریح و زندگی و تحصیل در آن کشورها مختص مسئولان و فرزندانشان.
قلمت بشکند تاریخ؛ اگر ننویسی که با اسلام همه مردم و جوانان را از زندگی سیر کردند
قلمت بشکند تاریخ؛ اگر ننویسی بلایی را که بر مردم این سرزمین نازل شده است بلایی است که حتی چنگیز و اسکندر به سر این مردم نیاوردند.
و در پایان قلم پایم بشکند اگر دوباره برای بقای این دژخیمان که ما را به گروگان گرفته اند پای صندوق هر رای و انتخاباتی بروم 
.

سه‌شنبه 10 فروردین 1400 | ارسال نظر(0)

جزم اندیشان

ویژگی جزم اندیشان

جزم اندیش کسی است که نمی تواند ذهنیت و عقایدش را عوض کند. جزم اندیش، عقایدش را از پیش پذیرفته و اگر هزار دلیل در رد عقایدش ارائه شود، باز هم همان حرف هایش را تکرار می کند. بنابراین جزم اندیش، چشم خود را به روی واقعیت ها بسته و هرآنچه که با عقایدش سازگار نباشد را انکار می کند. جزم اندیش از محیطش بازخورد نمی گیرد و به حرف مخاطبانش گوش نمی دهد. عدم تحمل و مدارا، از ویژگی های جدایی ناپذیر جزم اندیشان است. جزم اندیش، زیاده گو است حتی اگر حوصله همه از حرف هایش سر برود

جزم اندیش، از خود راضی است و خود را عاری از خطا می داند زیرا نه به انتقادهای دیگران گوش می دهد و نه دست به خود انتقادی می زند. از نظر جزم اندیش، مردم به دودسته تقسیم می شوند، کسانی که با او موافقند و کسانی که با او مخالفند

جزم اندیش در یک توهم شدید به سر می برد و نسبت به عقاید نادرستش، باوری کورکورانه پیدا می کند. حاضر است به خاطر عقایدش، خود و دیگران را نیست و نابود کند و اینکار خود را کاملاً صحیح می پندارد

جزم اندیشی ویروسی است که هرکسی را می تواند مبتلا کند: دیندار، آتئیست، مارکسیست، معنویت گرا، دانشمند، هنر مند، فیلسوف و ... . اگر می خواهید جزم اندیش نباشید، اول اینکه از هیچ کس به خاطر عقیده اش متنفر نباشید و کسی را به خاطر عقیده اش دوست نداشته باشید. عقاید انسان ها در طول زمان عوض می شود. حتی به خاطر عقاید خودتان هم دست به ریسک نزنید و خود را به خطر نیاندازید چون عقایدخودتان هم ممکن است تغییر کند. دوم اینکه قدرت مدارا و تحملتان را بالا ببرید حتی نسبت به مخالفانتان. سوم اینکه خود انتقادی را فراموش نکنید. بگذارید قبل از اینکه وقایع زندگی، نادرستی عقایدتان را نشانتان دهد خودتان با انتقاد از خویش، نقاط ضعف سیستم عقیدتی تان را پیدا کرده و در رفع آن بکوشید.

چهارشنبه 20 اسفند 1399 | ارسال نظر(0)

post

دلشدگان @mata97, [۰۴.۱۲.۱۸ ۰۹:۳۱]
 

سه‌شنبه 19 اسفند 1399 | ارسال نظر(0)

تقلید

«منشأ پیدایش تقلید و روحانیتِ شیعهٔ صفوی و ولایت مطلقه فقیه»

همانگونه که هیچکدام از قزلباشانِ صفوی،ایرانی نبودند و سابقهٔ اسکان در ایران نداشتند،فقیهانِ تشیّعِ صفوی هم هیچکدام ایرانی نبودند و سابقهٔ اسکان در ایران را نداشتند.

در پایانِ سلطنتِ شاه اسماعیل،شماری از مُلایانِ منطقهٔ جبل‌عامل لبنان وارد ایران شدند و ‏دستگاهِ دینیِ قزلباشان را در اختیارِ خودشان گرفتند تا تشیّعِ نوینِ صفوی را تئوریزه کنند.

مناطقِ کوهستانیِ جنوبِ لبنان و نیز شمالِ سوریه از دیرباز مرکزِ تجمّعِ«غُلّاتِ شیعه» موسوم به رافضی بود که همواره در اقلیت بودند و زیرِ سلطهٔ حکامِ سُنّی میزیستند.

شام از نظرِ تاریخی مرکزِ فعالیتِ پیروانِ مذهبِ تندروِیِ حَنبَلی بود.

شیعیانِ شام چون نمیتوانستند از آزادیِ کاملِ مذهبی برخوردار باشند به‌حالتِ واکنشیِ تند در برابرِ حَنبَلیانِ رانده شدند.

در نتیجه در دورانِ ممالیک،در مناطقِ کوهستانی و عمدتاً مسیحی‌نشینِ لبنان که پناهگاهِ گریختگانِ شیعه بود،یک"تشیّعِ شدیداً سُنّی‌ستیز" شکل گرفت که "انتسابش به تَشَیّعِ اثناعشری"بود ولی"ماهیّتش رافضی"بود و در دگرستیزی از حَنبَلیان نیز گویِ سبقت ربوده بود

با اشغالِ شام توسطِ ترکانِ عثمانی سیاستِ شیعه‌ستیزی دنبال شد و هر شیعه‌ ای در هرجا که بود"بالقوه هوادارِ شاه اسماعیل"بشمار آمد.بسیاری از رهبرانِ شیعیانِ شام مجبور به ترکِ وطن شدند و چون شنیده‌ بودند که در ایران یک دولتِ شیعه بر سرِ کار است به ایران روی آوردند تا همهٔ کینه‌هایِ تاریخی که از سُنّیان در دل داشتند را با خودِشان به ایران آورده،تئوریزه و تدوین کنند. ‏

در ایران پیش از صفویان، هیچ فقیهِ شیعهٔ اثناعشریِ ایرانی وجود نداشته است. کافیست که نگاهی به نامهایِ فقیهان و مُفَسرانِ شیعهٔ دوازده امامی از آغاز تا تشکیلِ سلطنتِ قزلباشان بیافکنیم تا بدانیم که در میانِ آنها حتی یک ایرانی وجود ندارد بلکه همه عرب و عمدتاً از قبایلِ کوفه یا از بومیانِ عراقند. ‏

محمدبن یعقوب کُلِینی از یَمَنی‌تبارانِ عراق،متولد و بزرگ‌ شدهٔ عراق و مقیمِ بغداد بود

شیخ صدوق از عربهایِ یَمَنی‌تبارِ قم بود

شیخ مفید از بومیانِ جنوبِ عراق بود

شیخ طوسی و شیخ طبرسی نیز عرب‌تبار بودند که خاندانِشان از عراق به ایران آمده بود.

‏در ایران ماقبلِ صفوی،از شیعهٔ اثناعشری خبری نیست، مگر در قم و کاشان. عرب‌تبارهایِ پارسی‌ زبان شدهٔ قم و کاشان،شیعهٔ دوازده امامی بودند و مذهبی نزدیک به مذهبِ قزلباشان داشتند.

با رویِ کار آمدنِ شاه طهماسب،قبایلِ مختلفِ قزلباش بر سرِ تقسیمِ خَیراتِ کشورِ ما در میانِ خودِشان به رقابت افتاده بودند.چون عرب‌هایِ عراقی، لبنانی و اِحسایی واردِ ایران شدند و رهبریِ دینی را به‌دست گرفتند

هرکدام از سرانِ قزلباش،یکی از آنها را در دامنِ حمایت گرفت.در نتیجه میانِ عربهای تازه ‌وارد رقابتِ گسترده‌ای آغاز شد.سرشناسترینِ آنها شیخ علی‌ابن عبدالعالی کَرَکی اهلِ کَرَک در جنوبِ لبنان،امیر نعمت اللّه اهلِ حِلّه و شیخ ابراهیم اهلِ قَطیف بودند.در نهایت،دستگاهِ دینی و قضایی و سازمانِ اوقافِ ایران بد‌ستِ شیخ کَرَکی و یارانِ لبنانی‌اش افتاد.کَرَکی که ادعایِ نیابتِ امامِ غایب را داشت قزلباشان را با اصطلاحِ "نایبِ امام"آشنا کرد و تعریفی که از "نایبِ امامِ غایب"داد چنان بود که بر خودِ او مصداق می‌یافت.

شیخ کَرَکی دستگاهِ دینی و قضایی و اوقافِ کشورِ ایران را در انحصارِ عربهایِ تازه‌ واردِ لبنانی قرار داد.

اینگونه،ایران بدستِ مردمی افتاد که هیچ سهمی در تمدنِ خاورمیانه نداشتند و همواره در حاشیه‌هایِ تمدن زیسته بودند یعنی ترکانِ آمده از بیابانهایِ آناتولی(ترکیه)و عَرَبانِ آمده از روستاهایِ جنوبِ لبنان. ‏

شیخ کَرَکی و لبنانیان به سرانِ قزلباش و شاه طهماسبِ نوجوان فهماندند که"سلطنتِ حقیقی از آنِ امامِ غایب است و پادشاه باید سلطنتش را از معصوم دریافت دارد تا مشروعیت داشته باشد."

در نتیجه برایِ نخستین‌بار در تاریخِ ایران،"مقامِ مرجعیتِ شرعی"به گونه‌ ای که اکنون میشناسیم توسطِ شیخ کَرَکی ابداع شد ‏و این عقیده تدوین گردید که بدونِ اذنِ مرجع که نمایندهٔ معصوم است هیچ سلطنتی مشروعیت ندارد.

کسانیکه میگویند«ولایتِ فقیه»یک صیغهٔ نوظهور است که در سدهٔ اخیر ابداع شده،از این جریانها آگاهی ندارند. ولایتِ فقیه را نخستین‌بار در تاریخِ ایران شیخ کَرَکی ابداع کرد و ‏خودش ولیِ فقیه در سلطنتِ شاه طهماسب شد و منبع مشروعیتِ سلطنتِ او شد.

اینگونه بود که مُلّاهایِ آمده از جنوب لبنان،شریکِ سلطنتِ قزلباشان شدند و‌ برایِ نخستین‌ بار در تاریخِ ایران،یک حاکمیتِ دوگانه ایجاد گردید که برایِ همیشه ماندگار شد.

تا پیش از دورانِ صفوی، مسلمانانِ ایران آموخته بودند که ‏عقاید و باورها را بشنوند و بسنجند و بهترینش را برگزینند.

اما از وقتیکه فقیهانِ لبنانی وارد ایران شدند و دستگاهِ دینیِ قزلباشان را قبضه کردند، یک عنصرِ نوینی واردِ دستگاهِ فکریِ ایرانیان شد بنامِ تقلید.

تقلید در فرهنگِ ایرانی وجود نداشت زیرا با فرهنگِ اصیلِ آزاداندیش و خردگرایِ ایرانیان درتعارض بود.

مرجعِ تقلید که از لبنان آمده بود به مردمِ ایران حکم کرد که دینِ‌تان و باورهایِتان را باید از من بشنوید و از من بیاموزید و از من بگیرید؛خودِتان حقِ فکر کردن و برگزیدنِ عقیده و باورِتان را ندارید،زیرا شما نمیدانید و من میدانم،زیرا نمایندهٔ خدا و نمایندهٔ امامِ معصوم و ارائه‌ دهندهٔ احکامِ دین خدا منم. ‏

اینگونه بود که مقدمهٔ تعطیلِ فکر،که نتیجهٔ ممنوع بودنِ تفکر برایِ انتخاب بود در ایران آغاز گردید.

امتناعِ تفکر،نتیجهٔ حتمیِ پیدایشِ تقلید بود.

آمده‌گان از لبنان به مردمِ ایران حکم میکردند که ما فقها می‌اندیشیم و میگوئیم و شما ایرانیها بشنوید و اطاعت کنید و بی‌پرس و جو بکار بندید.

شیخ کَرَکی صدها نفر را با عنوانِ فقیه از لبنان به ایران آورد،واردِ دستگاهِ دینی کرد و کلِ دستگاهِ دینیِ ایران بدستِ لبنانیها سپرده شد.از آن‌ پس تا پایانِ دورانِ صفوی،هرچه فقیهِ شیعه در ایرانِ صفوی میشناسیم فرزندان و نواده‌گان همین لبنانیان بودند.

‏بر هر فقیهِ نامدارِ دوازده امامی دورانِ صفوی و منسوب به شهرهایِ ایران با لقبهائی همچون استرآبادی،قزوینی، سیستانی،اردبیلی،تبریزی و... دست بگذاریم وقتی ریشه‌اش را میکاویم می‌بینیم که به یکی از این لبنانیها یا یک عراقی خواهد رسید..

منبع: قزلباشان در ایران

اینها واقعیتهایی است که هموطنان باید بدانند و تاریخ را دوباره و چند باره باید مطالعه کرد و فهمید...

............................................

 

جمعه 15 اسفند 1399 | ارسال نظر(0)

post

دلشدگان @mata97, [۱۰.۰۱.۱۹ ۰۳:۴۱]
بزرگ کسی است که قلبش کودکانه،                                                                                                                                 قهرش بی کینه بخشش فراوان                                                                                                                                        و دوستی‌ اش‌ پایدار باشد. 
خدایا! به تمام لحظه های عزیزانم آرامش و شادی نصیب گردان. 
                              #متاسینا
 
دلشدگان @mata97, [۱۰.۰۱.۱۹ ۰۳:۴۳]
بزرگ کسی است که قلبش کودکانه،                                                                                                                                 قهرش بی کینه بخشش فراوان                                                                                                                                        و دوستی‌ اش‌ پایدار باشد. 
خدایا! به تمام لحظه های عزیزانم آرامش و شادی نصیب گردان. 
                              #توحیدی امین
 
دلشدگان @mata97, [۱۰.۰۱.۱۹ ۰۳:۴۵]
بزرگ کسی است که قلبش کودکانه،                                                                                                                                 قهرش بی کینه بخشش فراوان                                                                                                                                        و دوستی‌ اش‌ پایدار باشد. 
خدایا! به تمام لحظه های عزیزانم آرامش و شادی نصیب گردان. 
                              #tohidi.98
 
دلشدگان @mata97, [۱۰.۰۱.۱۹ ۰۳:۴۷]
بزرگ کسی است که قلبش کودکانه،                                                                                                                                 قهرش بی کینه بخشش فراوان                                                                                                                                        و دوستی‌ اش‌ پایدار باشد. 
خدایا! به تمام لحظه های عزیزانم آرامش و شادی نصیب گردان. 
                              #tohidi-98
 
دلشدگان @mata97, [۱۰.۰۱.۱۹ ۰۳:۴۹]
بزرگ کسی است که قلبش کودکانه،                                                                                                                                 قهرش بی کینه بخشش فراوان                                                                                                                                        و دوستی‌ اش‌ پایدار باشد. 
خدایا! به تمام لحظه های عزیزانم آرامش و شادی نصیب گردان. 
                              #tohidiamin
 
دلشدگان @mata97, [۱۰.۰۱.۱۹ ۱۰:۱۴]
پنجشنبه ها حال و هوای دیگری دارد،                                                                                                                                                              یکی از خوبی هاش این است که ما را به یاد اموات و درگذشتگانمان می اندازد.                                                حالا با یک سلام بلندبالا به تمام اموات و ذکر صلوات برای همگی طلب آمرزش می کنیم.                                                                                                                                                                          و اما شما دوستان و یارانِ خوب من سلام و درود صبحگاهی مرا پذیرا باشید درست است که تا بحال از نزدیک آشنایی و برخوردی با هم نداشته ایم، اما قلبا تمام شما را محترم و دوست داشتنی می دانم.                                                                                                                                                                                                                                             (دوستت دارم، دوستتان دارم و دوستتان خواهم داشت)                                                                                                 روز بخیر، الهی کامروا باشید
 
دلشدگان @mata97, [۱۰.۰۱.۱۹ ۱۱:۲۰]
اتاق تمشیت،                                                                                                                                                                 در زمان پهلوی اول به اتاقی که در آن متهم را برای اعتراف گیری و سین ،جیم تحت فشار روحی و جسمی قرار میدادند اتاق تمشیت گفته می شد
 
دلشدگان @mata97, [۱۲.۰۱.۱۹ ۲۲:۳۲]
سخنی در باره بودجه های فرهنگی و حوزوی:                                                                                                                
اگر مردم ایران خواستار پیاده شدن اسلام در جامعه بودند، معنایش این نیست که خواستار معیشت انسانی نبوده اند.
حکومت جمهوری اسلامیِِ تصویر شده در ذهن مردم، حکومتی بود که در آن، علاوه بر تحقق اسلام، ثروت های عمومی چنان عادلانه توزیع می شود که کسی نیازمند نان شب و شرمنده خانواده نباشد. بنا بر این به مصداق "چون که صد آید نود هم پیش ماست" وقتی مردم خواهان جمهوری اسلامی بودند، آن را با تمام ابعادش از جمله تأمین معیشت و اقتصادشان می خواستند.
به فرض که اساساً مردم در جریان انقلاب مطالبات اقتصادی نداشتند به قول روزنامه جوان شعار شکم نداده باشند؛ آیا این بدان معناست که اگر بعداً مردم چنین مطالبه ای پیدا کردند، می توان به آنها گفت که مگر ما برای نان و شکم و اقتصاد انقلاب کرده ایم؟
اگر آقایان غم دین دارند، از بودجه های میلیاردی شان به نفع نان مردم چشم بپوشند و بدانند که مردم سیر، خدا را بهتر عبادت و دین خدا را نکوتر پاسداری می کنند.

پنج‌شنبه 14 اسفند 1399 | ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران