صاحبدلان

فرهنگی . اجتماعی . ادبی

نويسندگان

م . توحیدی

kkk

 فرهنگ جا گذاشتن عمدی #کتاب در مکان‌های عمومی رفتاری است که اکنون در ایتالیا

پنج‌شنبه 21 مرداد 1400 | ارسال نظر(0)

طاعون

نمی دانم کتاب طاعون آلبرکامو را خوانده اید یا نه؟

در میانه های کتاب یک جایی هست که موش ها با سرعت در حال زیاد شدن هستند.

با ازدیاد موش ها بیماری طاعون هم شدت و شیوع بیشتری می گیرد.

با آن که طاعون در حال تسخیر شهراست و طاعون زدگان یکی پس ازدیگری از نفس می افتند؛ اما مردم هنوز  بیماری را جدی نگرفته‌اند؛ یا نمی‌دانند یا نمی خواهند که جدی‌اش بگیرند.

هر کسی روایتی از طاعون و طرز و طبیعتش دارد..

پدر پانلو کشیش شهر تا وقتی که خودش طاعون نگرفته است؛ بیماری را نتیجه گناهان و معصیت مردم می داند و بی توجه به دستورات دکتر ریو از مردم می خواهد که با دعا و نیایش خود را از بلا و بدبختی محافظت کنند..

کشیش پانلو وقتی که خودش طاعون می گیرد سراغ اولین کسی که می رود دکتر ریو است و دکتر تنها کسی است که از وخامت اوضاع خبر دارد..

دکتر ریو آینده را می‌بیند اما، مردم نمی بینند. تضاد ناجوری شکل می گیرد بینِ دانستن و ندانستن آن که می داند رنج می کشد و آنکه نمی داند فارغ است. دکتر ریو خودش را به در و دیوار می‌کوبد تا بگوید که اگر براساس موازین بهداشتی رفتار  نکنیم آینده‌ی همه ما تاریک و سیاه

خواهد بود. از طرف دیگر مردم بیشتر از قبل به سینما می روند، بی دلیل به خیابان می آیند. هر روز فستیوال های بزرگ در شهر برگزار می کنند.مسئولین ناچار به قرنطینه شهر می شوند اما عده ای قوانین قرنطینه را نادیده می گیرند..

رامبر روزنامه نگار چون نمی تواند به دیدار دختر مورد علاقه اش که خارج از شهر است برود بر علیه قرنطینه مطلب می نویسد و آن را کاری بیهوده می داند.

.

شرایط جامعه طاعون زده ی قرن نوزدهم در شهر را كه با شرایط کرونا زده امروز مقایسه می کنم؛ قویا به این گمان می رسم که یا ما برگشته ایم به قرن نوزدهم و یا آلبر کامو آدم زمانه ی خودش نبوده و یک قرن جلوتر از زمان خود می زیسته و می اندیشیده است با خواندن داستان طاعون و تجربه ی قصه ی کرونا آدمی می‌فهمد که چه مرز ضخیمی بین دانستن و ندانستن وجود دارد هرچه چرخ تاریخ می چرخد و انسان به جلو و جلال می رودمرز بین دانستن و ندانستن هم ضخیم تر و زمخت تر می شود.

در حال حاضر و در این ایام با اعلام اجرای دشمن شکن مراسم محرم تاریخِ جهل و نادانی دینی را مجدد به تکرار واداشت، تا بار دیگر بر دهان دشمنان اسلام بکوبیم که ما صاحب داریم و کرونا هیچ کاری به ملت صاحب دارشیعه ایران نمی تواند بکند، ولی غافل از اینکه متوجه نیستیم که مشت بردهان مردم و کادر پزشکی بیمارستانها می زنیم ، نه غیرمسلمان شیعه آگاهى، شعور و هوشيارى مردم زمانه ام را آرزومندم

پنج‌شنبه 14 مرداد 1400 | ارسال نظر(0)

ایران عزیز

یک آخوند به شما هیچوقت نمی گوید حضرت محمد با عروسش ازدواج کرده 
یک آخوند به شما هیچوقت نمی گوید محمد در سن ۵۸سالگی با عایشه ۹ساله همبستر شده 
یک آخوند هیچوقت به شما نمی گوید محمد و امامان ده‌ها زن و کنیز و برده ایرانی وعرب داشتند 
 یک آخوند هیچوقت به شما نمی گوید که علی در جنگ قادسیه مشاور عمر بوده و در زمان خلافتش بارها ایرانیانی که علیه اعراب شورش کردند را سرکوب کرده.
یک آخوندهیچوقت به شما نمی گوید علی و حسن اسم بچه‌هایشان را ابوبکر و عمر و عثمان گذاشتند. 
یک آخوند هیچوقت روضه ابوبکر بن علی و عمر بن علی که در کربلا کشته شدن را نمی خواند. 
یک آخوندهیچوقت به شما نمی گوید که علی دخترش ام کلثوم را به عمر داد و دختری از عمر گرفت و در واقع بین آنان عهد دامادی بر قرار شد در حالیکه عمر سن پدربزرگ ام کلثوم بود.
آخوندهرگز به شما نمی گوید که پس از مرگ ابوبکر، علی یکی از زنانش را گرفت تا بین اعراب نشان دهد خلفا هوای یکدیگر راحتی پس از مرگ هم دارند. 
یک آخوند به شما نمی گوید که فرش بهارستان از بزرگترین غنائم قادسیه باطول 140متروعرض27 مترکاملا بافته شده از ابریشم و طلا بود توسط علی و عمر تکه تکه شد و بین 4 قبیله بزرگ عرب بنامهای قریش بنی کلب اوس و خزرج تقسیم و به فروش رفت. 
یک آخوند از دریدن شکم زنان ایرانی باردار شده بدست مردان وحشی عرب و شرط بندی بر روی جنسیت جنینشان و فروش زنان و دختران و کودکان ایرانی در مدینه پس از قادسیه نمی گوید
یک آخوندهیچوقت از کشتار120هزار نفری مردان و جوانان ایرانی که در 3مرحله بدست خالد بن ولید و سعدبن ابی وقاص و عمربن خطاب به جرم نپذیرفتن اسلام در مدائن و مراغه و قصرشیرین گردن زده شدن چیزی به شما نمی گوید. 
یک آخوندهرگز به شما نمی گوید که خالدبن ولید صحابه محمد پس از فتح آذر گشسب سوگند خورد که من کیسه های گندم را با خون ایرانیان در این آسیاب آرد می کنم و از آن آرد نان پخته و می خورم و چون خونهای ایرانیان دلمه می شد به نا چار از چاه آب کشیدند ودرآسیاب ریختند تا به گردش در آید تا از این جهت خالد به سوگندش عمل کرده باشد. 
یک آخوند به شما نمی گوید که حسن در قبال پول و ثروت، قید امامت یکی از ۵ رکن اسلام را زد. 
یک آخوند به شما نمی گوید پس از صلح حسن و معاویه، مالیات مردم نگون‌بخت اهواز و داراب گرد فارس، بنام بیت المال مسلمین به جیب حسن و حسین رفت. 
یک آخوند به شما نمی گوید حسن و حسین در تجاوز اعراب به خاک ایران مخصوصا فتح طبرستان و قتل عام زنان و مردان این خطه حضور داشتند. 
یک آخوند خیلی چیزها را به شما نمی گوید، چون دکانش تعطیل می شود!
 

پنج‌شنبه 31 تیر 1400 | ارسال نظر(0)

دیوان اشعار منصوری

دیوان کامل اشعار جناب جعفر منصوری

تلفن مرکز پخش: 863 30 31 0912

 

پنج‌شنبه 31 تیر 1400 | ارسال نظر(0)

ایران عزیز

 

 

 یک آخوند به شما هیچوقت نمی گوید محمد با عروسش ازدواج کرده 

یک آخوند به شما هیچوقت نمی گوید محمد در سن ۵۸سالگی با عایشه ۹ساله همبستر شده 
یک آخوند هیچوقت به شما نمی گوید محمد و امامان ده‌ها زن و کنیز و برده ایرانی وعرب داشتند 
 یک آخوند هیچوقت به شما نمی گوید که علی در جنگ قادسیه مشاور عمر بوده و در زمان خلافتش بارها ایرانیانی که علیه اعراب شورش کردند را سرکوب کرده
یک آخوندهیچوقت به شما نمی گوید علی و حسن اسم بچه‌هایشان را ابوبکر و عمر و عثمان گذاشتند. 
یک آخوند هیچوقت روضه ابوبکر بن علی و عمر بن علی که در کربلا کشته شدن را نمی خواند. 
یک آخوندهیچوقت به شما نمی گوید که علی دخترش ام کلثوم رابه عمر داد و دختری ازعمرگرفت ودر واقع بین آنان عهد دامادی براقرارشد درحالیکه عمرسن پدربزرگ ام کلثوم بود.
آخوندهرگز به شما نمی گوید که پس از مرگ ابوبکر، علی یکی از زنانش را گرفت تابین اعراب نشان دهد خلفا هوای یکدیگرراحتی پس ازمرگ دارند. 
یک آخوند به شما نمی گوید که فرش بهارستان از بزرگترین غنائم قادسیه باطول 140متروعرض27 مترکاملا بافته شده ازابریشم و طلا توسط علی و عمر تکه تکه شد وبین4 قبیله بزرگ عرب بنامهای قریش بنی کلب اوس وخزرج تقسیم وبه فروش رفت. 
یک آخوند از دریدن شکم زنان ایرانی باردارشده بدست مردان وحشی عرب وشرط بندی بر روی جنسیت جنینشان و فروش زنان ودختران و کودکان ایرانی در مدینه پس از قادسیه نمی گوید
یک آخوندهیچوقت ازکشتار120هزارنفری مردان و جوانان ایرانی که در3مرحله بدست خالد بن ولید وسعدبن ابی وقاص وعمربن خطاب به جرم نپذیرفتن اسلام درمدائن ومراغه و قصرشیرین گردن زده شدن چیزی به شما نمی گوید. 
یک آخوندهرگزبه شما نمی گوید که خالدبن ولید صحابه محمد پس ازفتح آذرگشسب سوگند خورد که من کیسه های گندم راازخون ایرانیان دراین آسیاب آرد می کنم وازآن آرد نان پخته ومی خورم وچون خونهای ایرانیان دلمه می شد به ناچارازچاه آب کشیدند ودرآسیاب ریختند تا به گردش درآید تا ازاین جهت خالد به سوگندش عمل کرده باشد. 
یک آخوند به شما نمی گوید که حسن در قبال پول و ثروت، قید امامت یکی از ۵ رکن اسلام را زد. 
یک آخوند به شما نمی گوید پس از صلح حسن و معاویه، مالیات مردم نگون‌بخت اهواز و دارابگرد فارس، بنام بیت المال مسلمین به جیب حسن و حسین رفت. 
یک آخوند به شما نمی گوید حسن و حسین در تجاوز اعراب به خاک ایران مخصوصا فتح طبرستان وقتل عام زنان ومردان این خطه حضور داشتند. 
یک آخوند خیلی چیزها را به شما نمی گوید، چون دکانش تعطیل می شود!

 

پنج‌شنبه 31 تیر 1400 | ارسال نظر(0)

ایران عزیز

یک آخوند به شما هیچوقت نمی گوید محمد با عروسش ازدواج کرده 
یک آخوند به شما هیچوقت نمی گوید محمد در سن ۵۸سالگی با عایشه ۹ساله همبستر شده 
یک آخوند هیچوقت به شما نمی گوید محمد و امامان ده‌ها زن و کنیز و برده ایرانی وعرب داشتند 
 یک آخوند هیچوقت به شما نمی گوید که علی در جنگ قادسیه مشاور عمر بوده و در زمان خلافتش بارها ایرانیانی که علیه اعراب شورش کردند را سرکوب کرده
یک آخوندهیچوقت به شما نمی گوید علی و حسن اسم بچه‌هایشان را ابوبکر و عمر و عثمان گذاشتند. 
یک آخوند هیچوقت روضه ابوبکر بن علی و عمر بن علی که در کربلا کشته شدن را نمی خواند. 
یک آخوندهیچوقت به شما نمی گوید که علی دخترش ام کلثوم رابه عمر داد و دختری ازعمرگرفت ودر واقع بین آنان عهد دامادی براقرارشد درحالیکه عمرسن پدربزرگ ام کلثوم بود.
آخوندهرگز به شما نمی گوید که پس از مرگ ابوبکر، علی یکی از زنانش را گرفت تابین اعراب نشان دهد خلفا هوای یکدیگرراحتی پس ازمرگ دارند. 
یک آخوند به شما نمی گوید که فرش بهارستان از بزرگترین غنائم قادسیه باطول 140متروعرض27 مترکاملا بافته شده ازابریشم و طلا توسط علی و عمر تکه تکه شد وبین4 قبیله بزرگ عرب بنامهای قریش بنی کلب اوس وخزرج تقسیم وبه فروش رفت. 
یک آخوند از دریدن شکم زنان ایرانی باردارشده بدست مردان وحشی عرب وشرط بندی بر روی جنسیت جنینشان و فروش زنان ودختران و کودکان ایرانی در مدینه پس از قادسیه نمی گوید
یک آخوندهیچوقت ازکشتار120هزارنفری مردان و جوانان ایرانی که در3مرحله بدست خالد بن ولید وسعدبن ابی وقاص وعمربن خطاب به جرم نپذیرفتن اسلام درمدائن ومراغه و قصرشیرین گردن زده شدن چیزی به شما نمی گوید. 
یک آخوندهرگزبه شما نمی گوید که خالدبن ولید صحابه محمد پس ازفتح آذرگشسب سوگند خورد که من کیسه های گندم راازخون ایرانیان دراین آسیاب آرد می کنم وازآن آرد نان پخته ومی خورم وچون خونهای ایرانیان دلمه می شد به ناچارازچاه آب کشیدند ودرآسیاب ریختند تا به گردش درآید تا ازاین جهت خالد به سوگندش عمل کرده باشد. 
یک آخوند به شما نمی گوید که حسن در قبال پول و ثروت، قید امامت یکی از ۵ رکن اسلام را زد. 
یک آخوند به شما نمی گوید پس از صلح حسن و معاویه، مالیات مردم نگون‌بخت اهواز و دارابگرد فارس، بنام بیت المال مسلمین به جیب حسن و حسین رفت. 
یک آخوند به شما نمی گوید حسن و حسین در تجاوز اعراب به خاک ایران مخصوصا فتح طبرستان وقتل عام زنان ومردان این خطه حضور داشتند. 
یک آخوند خیلی چیزها را به شما نمی گوید، چون دکانش تعطیل می شود!

پنج‌شنبه 31 تیر 1400 | ارسال نظر(0)

همسویی با جهان هستی

وقتی با جهان هستی همسو شوید مورد حمایت ابر ، باد، خورشید، ماه، آسمان و فرشتگان قرار می گیرید. برای کمک گرفتن از تمام انرژی های جهان هستی و رشد و تعالی باید ۱۰ قانون را در نظر داشته باشید:

 ۱- قانون خلاء(خالی شدن) هم انسانی که خالی شود ،قدرتمند می شود. خالی شوید از کینه، حسد، دروغ، نفرت، گناه عدم پخش علم و محبت. هر چه دانش داریم به دیگران یاد بدهیم تا برای ورود علم جدید باز شود.

 ۲- قانون جریان و حرکت؛ هر چیزی که جاری است قوی تر است و هر جا سکون باشد فقر است. آب زلال هم اگر چند روز در جایی بماند، به مرداب تبدیل می شود.

 ۳- قانون نظم؛ در زندگی روی نظم حر کت کنید تا مغزتان هم به این نظم عادت کند. هدف هایتان را بنویسید و با نظم انجام دهید و باور کنید که با فعالیتهای منظم به نتیجه مضاعف می رسید.

 ۴- قانون پاکی؛ یکی از قوانین مهم طبیعت، پاکی است. موهبت های الهی جذب ناپاکی ها نمی شوند. گناه، ناپاکی است و عمر انسان را کم می کند و موهبت های الهی را جذب نمی کند .

 ۵- قانون بارش؛ ببارید مهر، ببارید علاقه، ببارید احترام، ببارید دوستی، ببارید عشق، ببارید خنده، ببارید امید. جهان هستی، جهان بخشش است هر قدر دریاها بخار آب بیشتری بفرستند باران بیشتری جذب خواهند کرد.

 ۶- قانون سحر خیزی؛ تمام گیاهان در اولین ساعات روز فتوسنتز می کنند. هر چه سحر خیز باشید رزق شما بیشتر است. طول عمر زیاد، شادمانی، نشاط، زیبایی و آرامش در سحرخیزی است.

 ۷- قانون جمع؛ یکی از راههای هم سو شدن با کائنات، قانون جمع است. باهم غذا بخورید، باهم دعا کنید، با هم نماز بخوانید، باهم بازی کنید. تنهایی، افسردگی، بیماری و ناهماهنگی با جهان هستی، فقر و فلاکت می آورد.

 ۸- قانون هماهنگی(رهایش)؛ هماهنگی یعنی بخشش، یعنی رهایش. از ناسپاسی دیگران نرنجید. خودتان سپاسگزار باشید. با جهان هستی هماهنگ باشید ببخشید تا بخشیده شوید.

 ۹- قانون تنوع؛ دنبال تازه ها بگردید. تنوع انسان را به آرامش می رساند و موهبت های الهی را جذب می کند وقتی تنوع داریم، روحیه کار را افزایش می دهد و انرژی بیشتری را جذب می کنیم.

 ۱۰- قانون کارما؛ کارما یعنی اعمال ما بازتاب دارد. هر کار بدی درون شما می ماند و هر کار خوبی به خود شما بر می گردد. سلول های مغز انسان به کلمات مهر آمیز پاسخ مثبت می دهد.

هر ذره ای محبت را می فهمد. مهربانی را اگر باور کنیم من یقین دارم به ما هم میرسد...

آدمی گر ایستد بر بام عشق، دستهایش تا خدا هم میرسد. 

یکشنبه 13 تیر 1400 | ارسال نظر(0)

انسان توسعه یافته

به انسانهای توسعه یافته نیاز داریم...
 
    انسان توسعه یافته کیست؟ 
 
 -   " انسان توسعه یافته" انسانی است که به حقوق و تکالیف مدنی خود آگاه است. به وظایف خودعمل می کند و حقوق خود را مطالبه می نماید.
  -    "انسان توسعه یافته" اعتماد بنفس منطقی دارد . به توانایی های انسانی اش باور دارد ، خودش را محیط بر مسائل زندگی‌اش می داند و می فهمد که انسان موجودی خلاق و مبتکر و توانمند است . می داند که در درون انسان ، نیرویی وجود دارد که اگر اراده کند می تواند همۀ مشکلات را با تعقل و تدبیر ،حل و فصل کند. 
  -    "انسان توسعه یافته" مهربان و آرام است. خوب گوش می کند. خوب فکر می کند. با عجله سخن نمی گوید وقتی با او برخورد می کنی، امواج آرام بخش و مهربانی، سراسر وجودتان را پر می کند.
  -    "انسان توسعه یافته" از نیاز به نمایش، عبور کرده است، در سخن گفتن اظهار فضل نمی کند و از چاپلوسی دیگران مشمئز می شود.
  -    "انسان توسعه یافته" روحیۀ مشارکت پذیری، هم فکری و همکاری با دیگران دارد. به تفکر جمعی و مشورت اعتقاد دارد، تقسیم کار را می فهمد، اصول مقدماتی مدیریت را بلد است و کاملاً باور دارد که عقل کل نیست.
  -    "انسان توسعه یافته" جو پذیر نیست، در مقابل تبلیغات زیانبار و یا کذب، روحیه پایداری و نگاه کارشناسی دارد. در گرداب تبلیغات سوء قرار نمی گیرد و هر نگرشی را در قالب عقل و تجربه و مشورت به تجزیه و تحلیل می گیرد و بعد تصمیم میگیرد.
  -    "انسان توسعه یافته" روحیۀ همزیستی مسالمت آمیز با جامعه دارد ، با خودش سازگار و  با محیط زندگی اش هماهنگ است،محیط زندگی اش را تغییر می دهد ، اما با شرایط نمی جنگد.
  -    "انسان توسعه یافته" به تندرستی جسمی و سلامتی روحی و روانی خود اهمیت می دهد. ورزش می کند ، تفریح می کند و به واقع زندگی می کند. نوع لباس پوشیدنش ،روش گفتاری اش ،منش کرداری اش وحتی نوع نگاه وچهره اش بگونه ای است که مورد پذیرش اجتماع است و در همه امورات متعادل است. 
  -    "انسان توسعه یافته" اجازه می دهد دیگران حرف خود را تمام کنند. یاد گرفته است بیشتر سکوت کند تا حرف بزند ، بیشتر بشنود تا بگوید.
  -    "انسان توسعه یافته" کتاب می خواند ، "انسان توسعه یافته" کتاب می خواند ، "انسان توسعه یافته" کتاب می خواند. 
  -    "انسان توسعه یافته" برای کل جامعه و آینده آن تلاش میکند و نه صرفا برای باند ،گروه ، همفکران ویا اقوام‌خود. 
  -    "انسان توسعه یافته" مرعوب مقامات اداری و حکومتی نیست. میداند که این مقامات تنها در سازمان مطبوع خود صاحب مقام هستند و در عرصه اجتماع همگی خدمتگزار شهروندان هستند.
  -    "انسان توسعه یافته" با حیوانات مهربان است و به محیط زیست خود اهمیت می دهد.
   -   "انسان توسعه یافته" بخش مهمی از زندگی خود را برای به جای گذاشتن میراثی ارزشمند برای جامعه، طراحی می کند، مسئولیت کاری را که در آن تخصص ندارد نمی پذیرد و مسئولیت کاری را به کسی که در آن کار تخصصی ندارد نمی سپارد و اگر خواست ثروتمند شود، نهاد‌های دولتی و حکومتی را ترک می کند.
  -    "انسان توسعه یافته" قانونمند است و به قانون احترام می گذارد. حتی در مواقعی که قانون را مطابق میل خود نمی داند نیز حاضر نیست قانون شکنی کند و قانون را زیر پا بگذارد......ولی برای تغییرآن روشنگری وتلاش می کند.

جمعه 11 تیر 1400 | ارسال نظر(0)

دزدی

دزدی فقط بالا رفتن از دیوار مردم نیست!
- وقتی پزشکی برای «نفع رساندن» به همکار و رفیق رادیولوژیست خود، بیمار بی خبر از همه جا را به او حواله میکند، این دزدی است!
 
- وقتی تعمیرکار ماشین با دست های چرب و چیلی و درحالیکه عرق پیشانی اش را پاک می کند، برای تعویض یک پیچ از شما دویست هزارتومان می گیرد، شما نمی دانید و تشکر هم می کنید، ولی خودش می داند که حق العمل اش پنج هزار تومان است، این دزدی است!
 
- وقتی کارمند مملکت به جای کار، می گوید سیستم قطعه و بازی می‌کند و فیلم دانلود می کند، این دزدی است!
 
- وقتی استاد بدون مطالعه وارد کلاس میشود و برای پر کردن وقت کلاس از دانشجوها می خواهد یکی یکی بیایند و کنفرانس! بدهند، این دزدی است!
 
- وقتی کارخانه داری به جای لیمو، اسید سیتریک می ریزد توی شیشه و به اسم آبلمیوی خالص به خلق الله میفروشد، این دزدی است!
 
- وقتی مامور بهداشتی اینها را می بیند و صورتش را آنطرف می کند، این دزدی است!
 
دزدی فقط جیب بُری توی اتوبوس نیست، دزدها هم همیشه روی دست شان خالکوبی های گنده ندارند و کاپشن خلبانی نمی پوشند!
دزدها میتوانند بوی خوش ادکلن بدهند، ساعت گرانقیمت ببندند، میتوانند لباس مارک دار بپوشند و حرفهای قلمبه سلمبه هم پست کنند و بزنند، اما وقت و عمر مردم را بدزدند!
 
دزدهای تابلودار، دزدهایی که دست و پایشان را خالکوبی اژدها می کنند، به مراتب از دزدهای کت و شلوار پوش و ادکلن زده قابل تحمل ترند!
 
احساس مسولیت و وجدان داشته باشیم. مطمئن باشیم چوب خدا صدا ندارد!
 
 دکتر الهی قمشه ای
 

شنبه 22 خرداد 1400 | ارسال نظر(0)

تقلید در اسلام

تقلید از علما در اسلام، به معنای «سرسپردن» و «چشم‌بستن» نیست
شخصى به حضرت صادق(ع) عرض كرد كه عوام و بى‌سوادان يهود راهى نداشتند جز اينكه از علماى خود هرچه مى‌شنوند قبول كنند و پيروى نمايند. اگر تقصيرى هست متوجه علماى يهود است. چرا قرآن عوام الناس بيچاره را كه چيزى نمى‌دانستند و فقط از علماى خود پيروى مى‌كردند مذمّت مى‌كند؟ 
 
حضرت فرمود: عوام يهود علماى خود را در عمل ديده بودند كه صريحاً دروغ مى‌گويند، از رشوه پرهيز ندارند، احكام و قضاءها را به خاطر رودربايستى‌ها و رشوه‌ها تغيير مى‌دهند، مى‌دانستند كه درباره افراد و اشخاص عصبيت به خرج مى‌دهند، حبّ و بغض شخصى را دخالت مى‌دهند، حق يكى را به ديگرى مى‌دهند. آنگاه فرمود: به حكم الهامات فطرى عمومى كه خداوند در سرشت هركس تكويناً قرار داده مى‌دانستند كه هركس كه چنين اعمالى داشته باشد نبايد قول او را پيروى كرد، نبايد قول خدا و پيغمبران خدا را با زبان او قبول كرد.
 
در اينجا امام مى‌خواهد بفرمايد كه اين مسئله مسئله‌اى نيست كه كسى نداند. دانش اين مسئله را خداوند در فطرت همه افراد بشر قرار داده و عقل همه كس اين را مى‌داند. كسى كه فلسفه وجوديش پاكى و طهارت و ترک هوا و هوس است اگر دنبال هوا و هوس و دنياپرستى برود، به حكم تمام عقول بايد سخن او را نشنيد. 
 
بعد فرمودند: و به همين منوال است حال عوام ما. اينها نيز اگر در فقهاى خود اعمال خلاف، تعصب شديد، تزاحم بر سر دنيا، طرفدارى از طرفداران خود هرچند ناصالح باشند، كوبيدن مخالفين خود هرچند مستحق احسان و نيكى باشند، اگر اين اعمال را در آنها حس كنند و باز هم چشم خود را ببندند و از آنها پيروى كنند عيناً مانند همان عوام يهودند و مورد مذمت و ملامت هستند.
 
پس معلوم مى‌شود كه تقليدِ ممدوح و مشروع از علما در اسلام «سرسپردن» و چشم بستن نيست، چشم باز كردن و مراقب بودن است و اگر نه مسئوليت و شركت در جرم است.
 
 استاد مطهری، ده گفتار، ص122-120 (با تلخیص)
 
 

دوشنبه 17 خرداد 1400 | ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران