صاحبدلان

فرهنگی . اجتماعی . ادبی

نويسندگان

م . توحیدی

حکایتی از عبید زاکانی

زمانی که ابن سینا از همدان فرار کرد به بغداد رفت￸، ￸آنجا مردی را دید که دارو میفروخت و ادعای طبابت می کرد￸

￸ابن سینا ایستاد و به تماشا مشغول شد￸

￸زنی پیش طبیب آمد و ظرف ادرار یک بیمار را به او داد؛ طبیب درجا گفت که بیمار یهودیست￸

به زن نگاه کرد و گفت تو خدمتکاری؟ زن گفت بله￸

 گفت دیروز ماست خورده ای؟ زن گفت بله￸

 گفت از مشرق آمده ای؟ زن گفت بله￸

 مردم از علم طبیب متعجب شده بودند و ابن سینا نیز در حیرت فرو رفته بود￸

 نزدیک رفت و به طبیب گفت این ها را از کجا فهمیدی؟￸

 طبیب گفت از آنجا که فهمیدم تو ابن سینا هستی￸،  ابن سینا باز در تعجب فرو رفت￸

 بالاخره با اصرار زیاد طبیب پاسخ داد زمانی که آن زن ظرف ادرار را به من داد از نوع لباسش￸ فهمیدم که یهودیست￸، دیدم لباسهایش کهنه است فهمیدم که خدمتکار است￸

و از آنجا که یهودیها به خدمت مسلمانها در نمی‌آیند آن فردی که به او خدمت میکند هم یهودیست￸

￸لکه ای از ماست بر روی لباسش دیدم فهمیدم که دیروز ماست خورده اند و به بیمار هم داده‌اند￸

￸خانه های یهودیان از طرف مشرق است و فهمیدم خانه او نیز در همانجاست،  ابن سینا گفت اینها درست￸ من را از کجا شناختی؟￸

 گفت امروز خبر رسید که ابن سینا از همدان فرار کرده است￸، فهمیدم که به اینجا می‌آید و به جز تو کسی متوجه این مکر من نمیشود و همه گمان میکنند که از غیب خبر دارم￸

  به نقل از کتاب کلیات عبید زاکانی؛ تصحیح پرویز اتابکی

پنج‌شنبه 09 تیر 1401 | ارسال نظر(0)

دکتر هلاکویی

ما در سن 18 تا 22 سالگی باید وارد اصول اخلاقی بشیم یعنی به اونجا میرسم که میگم من حقیقت رو میگم 
حتی اگه من رو در آتش بسوزانند و به عدالت و انصاف عمل میکنم حتی وقتی که ممکنه همه من رو مسخره کنند.
 
به همین جهت است که بنده هرگز با دروغ مصلحت آمیز موافق نیستم چون همه ی دروغ ها مصلحت دارند بعلاوه اگر شما در جامعه ای باشید که همه دروغ مصلحت آمیز بگن 
 اولاً : دروغ گفتن با همه ی آسیبی که داره امری عادی میشه
دوم : این درغگویی آسیب هاش خیلی خیلی زیاده آسیب های دروغ گویی، بی اعتمادی، شک کردن، فریب، غیبت، اتهام و خیلی چیزهای دیگه ست و همین دروغ مصلحتی یک بی اخلاقی در سطح جامعه بوجود میاره .
 
در حالی که اگه شما حقیقت را بگوئید ای بسا در 1000 بار 5 بار هم ممکنه آسیب و ضرر باشه ولی 995 بار دیگه ش همه ی چیزهای بد و منفی در جامعه رو از بین میبره .
 
به همین جهت است که حقیقت رو همیشه باید گفت هر چی هم می خواه بشود، بشود عدالت رو باید اجرا کرد هر چیزی هم میخواد بشه ، بشه ما باید بدونیم 
وقتی با دروغ روی اصول اخلاقی پا میزاریم خود ما رنج میبریم و از پا در می آییم.
 .

چهارشنبه 08 تیر 1401 | ارسال نظر(0)

دست بوسی

منع از "دست بوسی" در فقه و اخلاق

 

خطرتملق و چاپلوسی در گفتار و رفتار برخورد امام صادق در رابطه با دست بوسی

خطر دو طرفه دست بوسی

دست بوسی وبردگی سیاسی و اجتماعی

شرائط دست بوسی از نگاه: 

فیض کاشانی، منفیِ امام ، استاد مطهری، شهید بهشتی، آیت الله جوادی، علامه حسن زاده به "دست بوسی"

:

آدم از بی بصری بندگی آدم کرد

گوهری داشت ولی نذر قباد و جم کرد

یعنی در خوی غلامی ز سگان پست تر است

من ندیدم که سگی پیش سگی سر خم کرد

اقبال لاهوری

.

چهارشنبه 08 تیر 1401 | ارسال نظر(0)

واقع گرایی

ما شما را مجبور به واقع گرایی میکنیم!
 
شهاب الدین حائری شیرازی
 
الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ ۚ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ (توبه20)
 "آنها که ایمان آوردند، و هجرت کردند، و با اموال و جانهایشان در راه خدا جهاد نمودند، مقامشان نزد خدا برتر است؛ و آنها پیروز و رستگارند"
 
جهاد فی سبیل الله ما، اصلاح حاکمانمان است.
اینجا آب وخاک ماست. ما جزاینجا هیج جا را در دنیا نداریم.
منابع این اب وخاک ملک تمامی ایرانیان است که بوده اند وخواهند آمد.
 ما چاره ای جز تربیت کردن فرامانروایانمان نداریم.
ما نمیگذاریم شما با ندانم کاری تان حکومت را به فروپاشی بکشانید!
چرا که از پس فروپاشی معلوم نیست چه بر سر این اب وخاک خواهد امد!
 پس با چنگ و دندان از ایران ومردم و اسلام در مقابل کج فکریها وبدعملی های شما دفاع میکنیم و شما را به راه راست هدایت میکنیم.
 
ما نمیگذاریم شما ما وخودتان را در گرداب جنگ اقتصادی و نظامی نابود کنید.
ما نمیگذاریم عده ای چپاولگر بر سر سفره یغمای این نسل و نسل های اینده بنشینند و مملکت را به فنا دهند.
امیرمومنان به مردم خطاب کرد که و لایصلح الولاة الا باستقامة الرعیه "تنها راه اصلاح حکام، پایمردی و استقامت مردم است"
ما چاره ای جز اصلاح شما نداریم و با هر ابزاری در این مسیر قدم برمیداریم.
 
یک بار در سال 57 انقلاب کردیم و نتیجه آنرا دیدیم این بار اما اصلاح می کنیم و نمی گذاریم تجربه تلخ گذشته تکرار شود.
 اما چه می کنیم برای اصلاح شما،  ما شما را از خواب بیدار می کنیم!
ما مردم در یک صف مقابل کج اندیشی های شما می ایستیم.
با افشاگری ها در مقابل حیف میل بیت المال به عناوین مختلف می ایستیم.
یکدست شدن ملت قدرت عظیمی درست میکند که چون کوهی باعظمت! همه را به تعظیم واخواهد داشت.
این کوه آرام آرام خود را به رخ حاکمان خواهد کشید و آنها را به کرنش وادار خواهد کرد.
ملت در حال هویت یابی نو و شناخت خود و باور به توانمندی خود است.
مراحل خودباوری زمان بر است و نیازمند صبر و بردباری وایثار.
چنانچه گفته اند: گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی
 .

شنبه 04 تیر 1401 | ارسال نظر(0)

ععع

 

شنبه 04 تیر 1401 | ارسال نظر(0)

ویل دورانت و اندیشه های او

ویل دورانت مورخ، فیلسوف و نویسنده آمریکایی و مولف «تاریخ تمدن» که ایرانیان را مردمانی میهن‌دوست، متفکر و باهوش خوانده است پنجم نوامبر سال ۱۹۸۱ در گذشت.
 وی در سال ۱۸۸۵ به دنیا آمده و ۹۶ سال عمر کرده بود.
او اعتراف کرده است که بدون زن دلبندش، آریل، موفق به نوشتن تاریخ تمدن چندین جلدی خود نمی شد ،که کار تحریر آن نیم قرن طول کشید.
 اثر او که جلد به جلد پس از آماده شدن انتشار می‌یافت جمعا در ۱۷ میلیون نسخه چاپ شده است.
 
دورانت (ویلیام جیمز دورانت) مطالب کتاب را به «آریل» دیکته می کرد. 
علاقه این زن و شوهر به هم به قدری بود که در سال ۱۹۸۱ پس از انتقال دورانت به بیمارستان، آریل از لحظه ای که از دکتر شنید که شانس زنده ماندن شوهرش اندک است دیگر لب به غذا نزد تا در گذشت.
 قلب دورانت نیز پس از این که شنید آریل فوت شده از حرکت باز ماند و به او پیوست و زن و شوهر در یک روز در کنار هم دفن شدند. 
آریل ۱۳ سال جوانتر از دورانت و قبلا شاگرد او بود.
 
خانواده آریل از روسیه به آمریکا مهاجرت کرده بودند و هنگام ورود به آمریکا، آریل یک ساله بود.
 
«دورانت» پیش از نوشتن کتاب تاریح تمدن، کتب تاریخ فلسفه، اصول حکمت و مسائل اجتماعی دوران معاصر را تالیف کرده بود.
 
دورانت از جوانی به سوسیالیسم به عنوان روشی که خواهد توانست به برابری انسانها در طول زندگانی و رفاه و سعادت آنان بیانجامد دلبست و بر خلاف نظر مادرش که مایل بود پسرش کشیش شود به تحصیل تاریخ، فلسفه و ادبیات پرداخت و مدرس شد و سپس به پژوهش و کار تالیف پرداخت.
 
مردم قدرشناس نام دورانت را که به دریافت عالیترین نشان آزادی نائل شده و «بنیاد دورانت» به ارتقاء فرهنگ و ادبیات سرگرم است نه تنها برخیابانهای شهرها و مدارس و دانشکده‌ها گذارده‌اند بلکه شهرک‌های متعدد، روزنامه و حتی هتل به‌نامش نامگذاری کرده‌اند.
 
رشته سخنرانی‌های دورانت درباره ادبیات ایران در دهه ۱۹۵۰ در دانشگاه کلمبیا، بیش از پیش مردان متفکر میهن ما در قرون وسطا را به جهانیان شناسانید.
وی یک جلسه تمام، تنها به تفسیر این بیت حافظ پرداخته بود که گفته است:
 غلام و بنده آنم که زیر چرخ کبود ـ 
زهر چه قید تعلق پذیرد آزاد است.
 
دورانت درباره فردوسی گفته است که در میهن دوستی، همتای فردوسی به دنیا نخواهد آمد و از این بابت، ایران درجهان سرزمینی منحصر به فرد است.
مروری بر نوشته‌های او این نکات مهم را به دست می دهد:
تمدن با نظم عمومی آغاز می شود، با آزادی رشد می کند و در هرج و مرج و بی قانونی از میان می رود، و من کشف کرده ام که «آزادی» محصول «نظم» است ؛ ملتی که از یک آموزش وپرورش خوب و پیشرفته بهره بگیرد به همه چیز خواهد رسید؛
اگر دولتمردان روزهای پیری و ناتوانی خود را بتوانند در نظر بیاورند کمتر به ناتوانان ظلم خواهند کرد.
 مروت یعنی ستم روانداشتن به مغلوبِ برکنار شده، شکست خورده و ناتوان.
تمدن را نمی شود با فتح و غلبه از میان برد؛ تمدن تنها از درون تخریب می شود؛ مدنیت در جامعه با رعایت تساوی حقوق انسانها شکوفا و بارور می شود و تبعیض ریشه آن را می خشکاند. 
اگر رودخانه تمدن دیواره و سیل گیر نداشته باشد ممکن است ویرانگری کند. 
مردم برای فرزندانشان به جای مال باید مدنیت به ارث بگذارند.

شنبه 04 تیر 1401 | ارسال نظر(0)

post

جمعه 27 خرداد 1401 | ارسال نظر(0)

نکته ها

جمعه 27 خرداد 1401 | ارسال نظر(0)

چیزهایی که در مورد ژاپن نمی دانید

 
 ﮊﺍﭘﻨﯽ ﻫﺎ ﺍﺻﻼً ﭘﺲ ﺍﻧﺪﺍﺯ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ!
ﺗﻮﺭﻡ ﺩﺭ ﮊﺍﭘﻦ ﻣﻌﻤولا ﯾﺎ ﺻﻔﺮ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﻣﻨﻔﯽ ﺍﺳﺖ!
ﺩﺭ ژاپن ﺧﺎﻧﻪ ﻭﯾﻼﯾﯽ ﺑﻪ ﻧﺪﺭﺕ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ!
ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﻣُﺮﺩﻥ ﺩﺭ ﮊﺍﭘﻦ ﯾﮏ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﺍﺳﺖ!
ﺣﻘﻮﻕ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻢ ﻣﻌﺎﺩﻝ ۷۵۰۰ ﺩﻻﺭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﻣﺎﻩ ﺍﺳﺖ!
ﺷﮑﺴﺖ ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮏ ﻣﺪﯾﺮ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﺮﮒ ﺍﺳﺖ!
ﺗﻤﺎﻡ ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ ﺩﻭﺭﻩ ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ ﺧﺎﻧﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭﺍﻥ ﺑﭽﻪﻫﺎ ﺩﻟﺴﻮﺯﺗﺮﻧﺪ! 
ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺗﻌﻄﯿﻠﯽ ﻣﺪﺍﺭﺱ ﺑﭽﻪﻫﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ!
ﺧﺎﻧﻢ ﻫﺎ ﺩﺭ ژاپن ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻋﻤﻮﻣﺎً ﮐﺎﺭﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ!
ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺣﻘﻮﻕ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻫﺎ ﭘﻮﻝ ﺧﺮﺟﯽ ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ.
اﺯ ﺍﻭﻝ ﺗﺎ ﺳﻮﻡ ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ، ﻫﯿﭻ ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﯽ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ!
 
ﺩﺭ ژاپن ... !!!
ﯾﮏ :
ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﻣﻌﻠﻤﯿﻦ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﻣﺪﺕ ۱۵ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻪ ﻧﻈﺎﻓﺖ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻣﯽﭘﺮﺩﺍﺯﻧﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﺎﻋﺚ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻧﺴﻠﯽ ﻣﺘﻮﺍﺿﻊ ﻭ ﺣﺮﯾﺺ ﺑﺮ ﻧﻈﺎﻓﺖ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ .
ﺩﻭ :
ﻫﺮ ﺷﻬﺮﻭﻧﺪ ﮊﺍﭘﻦ ﮐﻪ ﺳﮓ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮐﯿﻒ ﻭ ﮐﯿﺴﻪ ﻫﺎﯼ ﺧﺎﺻﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻦ ﻓﻀﻮﻻﺕ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺩﺍﺭﺩ .
ﺣﺮﺻﺸﺎﻥ ﺑﺮ ﻧﻈﺎﻓﺖ ﺭﺍ ﺳﺮﻟﻮﺣﻪ ﺍﺧﻼﻕ ﺧﻮﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ .
ﺳﻪ :
ﮐﺎﺭﮔﺮ ﻧﻈﺎﻓﺖ ﻭ ﺭﻓﺘﮕﺮ ﺭﺍ " ﺍﯾﻨﺠﯿﻨﺮ ( ﻣﻬﻨﺪﺱ) ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ"ﻣﯽ ﻧﺎﻣﻨﺪ و ﻣﺎﻫﺎﻧﻪ ۵ ﺍﻟﯽ ۸ ﻫﺰﺍﺭ ﺩلاﺮ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﺭﻭﺩ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺸﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﺎﺕ ﮐﺘﺒﯽ ﻭ ﺷﻔﺎﻫﯽ ﺩﺍﺩ .
ﭼﻬﺎﺭ :
ﮊﺍﭘﻦ ﻫﯿﭻ ﻣﻨﺒﻊ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ( ﻧﻔﺖ ﻭ ﮔﺎﺯ ﻭ ﺯﻏﺎﻝ ﺳﻨﮓ ﻭ ﻓﻮﻻﺩ ﻭ ﻣﺲ ﻭ ... ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ) ﻭ ﺳﺎﻻﻧﻪ ﺩﺭ ﻣﻌﺮﺽ ﺻﺪﻫﺎ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ؛ ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺑﺎﻋﺚ ﻧﺸﺪﻩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﺸﻮﺭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻗﺪﺭﺕ ﻫﺎﯼ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺎﺯﺩﺍﺭﺩ .
ﭘﻨﺞ :
ﻫﯿﺮﻭﺷﯿﻤﺎ ﻓﻘﻂ ﻃﯽ ﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ، ﺍﺯ ﻟﺤﺎﻅ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﻫﯿﺮﻭﺷﯿﻤﺎﯼ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺳﻘﻮﻁ ﺑﻤﺐ ﻫﺴﺘﻪ ﺍﯼ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩﺩ .
ﺷﺶ :
اﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺗﻠﻔﻦ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺩﺭ ﻗﻄﺎﺭ، ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻣﺎﮐﻦ ﺑﺴﺘﻪ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﺭﻣﻮﺑﺎﯾﻞ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﮐﻠﻤﻪ " ﺑﯽ ﺻﺪﺍ " ﯾﺎ (silent) ﺍﺯ ﮐﻠﻤﻪ " ﺍﺧﻼﻕ" ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ .
ﻫﻔﺖ :
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﻮﺍﺩ ﺩﺭﺳﯽ ﺍﻭﻝ ﺗﺎ ﺷﺸﻢ ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ (ﮔﺎﻣﯽ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺍﺧﻼﻕ) ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺍﺧﻼﻕ ﻭ ﺷﯿﻮﻩ ﺗﻌﺎﻣﻞ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ .
ﻫﺸﺖ :
ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﮊﺍﭘﻦ ﺍﺯ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪﺗﺮﯾﻦ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﭘﯿﺸﮑﺎﺭ ﻭ ﺧﺪﻣﻪ ﻧﻤﯽﮔﯿﺮﻧﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺴﺌﻮﻝ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺑﻪ ﺷﻤﺎﺭ ﻣﯽ ﺁﯾﻨﺪ .
ﻧﻪ :
ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ ﺗﺎ ﺩﻭﺍﺯﺩﻩ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ " ﻧﺎﮐﺎﻣﯽ " ﻣﺮﺩﻭﺩ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ! ﭼﻮﻥ ﻫﺪﻑ ﺗﺮﺑﯿﺖ، ﻧﻬﺎﺩﯾﻨﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ ﻭ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺍﺳﺖ ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﺗﻌﻠﯿﻢ ﻭ ﺗﻠﻘﯿﻦ .
ﺩﻩ :
ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻧﯿﺎﺯ ﺧﻮﺩ ﻏﺬﺍ ﺑﺮﻣﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺁﺧﺮ ﮐﺎﺭ ﺩﺭ ﺑﺸﻘﺎﺏ ﺷﺎﻥ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ ... ﺍﺳﺮﺍﻑ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ .
 ﯾﺎﺯﺩﻩ :
ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ ﺗﺎﺧﯿﺮ ﻗﻄﺎﺭ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ﻫﻔﺖ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺍﺳﺖ . ﻣﺴﻮﻟﯿﻦ ﻣﺮﺑﻮﻃﻪ، ﺑﺎﺑﺖ ﺍﯾﻦ ﺗﺎﺧﯿﺮ، ﻫﺮ ﺁﺧﺮ ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﻌﺬﺭﺕ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ .
ﻣﺮﺩﻣﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﺭﺯﺵ ﻭﻗﺖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺩﻗﺘﯽ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﺑﺮ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﻭ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻫﺎ ﺣﺮﯾﺺ ﻫﺴﺘﻨﺪ .
ﺩﻭﺍﺯﺩﻩ :
ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﺩﺭ ﻣﺪﺍﺭﺱ ﻣﺴﻮﺍﮎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺻﺮﻑ ﻏﺬﺍ ﺩﻧﺪﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﻤﯿﺰ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺧﻮﺩ ﻫﺴﺘﻨﺪ .
ﺳﯿﺰﺩﻩ :
ﻣﺪﯾﺮ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﺷﺪﻥ ﻏﺬﺍ ﺍﺯ ﻏﺬﺍﯼ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩ ﺗﺎ ﺍﺯ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺁﻥ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﭙﺮﺳﯽ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ؟ 
ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ: ﺍﯾﻦ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻥ، ﺁﯾﻨﺪﻩ ی ژاپن ﻫﺴﺘﻨﺪ .
 
ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮊﺍﭘﻦ ﮊﺍﭘﻦ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﺗﺼﺎﺩﻓﯽ ﻧﯿﺴﺖ ...
 یکی از رموز فرهنگ ژاپنی ها را در مسیر پیشرفت نشان می دهد : نیازی به دشمنی و درگیری با دیگران نیست . با رشد و پیشرفت تو، دیگران خود به خود شکست می خورند . به دیگران کاری نداشته باش؛ کار خودت را درست انجام بده .

سه‌شنبه 03 خرداد 1401 | ارسال نظر(0)

در مکتب ملا صدرا

رابطه فقه و اخلاق با سیاست در مکتب ملاصدرا

اول خرداد؛ روز بزرگداشت صدرالمتالهین معروف به ملاصدرا است. در اندیشه سیاسی وی، سیاستمدارانِ منافق بالباس فقه و شریعت وارد میدان سیاست می شوند و اخلاق را نابود می کنند!

در این یادداشت توجه دو سخن ژرف او داریم ؛ وی در کتاب مهم “الشواهدالربوبیه” می گوید:《سیاست ورزی که بیرون از مرز شریعت باشد مانند بدن بدون روح است؛ والسیاسهُ المجرّدهُ عن الشّرع کجسد لا روحَ فیه.》

طبق بیان ملاصدرا؛ “سیاست بدون شریعت”، یعنی؛ سیاست ورزی بدون رعایت دستورات دینی در بخش حلال و حرام خدا که حاوی عدالت و حق مداری و دوری از دروغ، اختلاس، بیت المال خواری، تهمت و حذف رقیب از عرصه سیاسی و مانند آن است، جملگی لاشه ای بیش نیست و اگر نظام سیاسی کشوری از دستوراتِ اجتماعی_سیاسی خدا جدا شود در واقع را از “روح و حیات” منسلخ شده است و بی خاصیت خواهد بود.

نکته مهم اینجاست که در اندیشه سیاسی صدرالمتالهین؛ سیاست فاقد شریعت، سرانجام به “سیاست بدون اخلاق” منتهی می شود که اضافه بر بی خاصیت بودن، لاشه ای متعفن است که غیر از اشاعه تعفن و بیماری در سراسر جامعه، چیزی در بر نخواهد داشت.

سخن دوم صدرالمتالهین (ره) در کتاب دیگرش “رساله سه اصل” با اشاره به کسانی که شریعت و احکام الله را سلیقه ای مطرح می کنند تا قدرت و ریاست شان را دوام بخشند، سخت می تازد و می گوید: “اهل نفاق خود را در لباس فقه و صلاح نمایان می کنند.”

روشن است که مقصود ملاصدرا این است که اهل نفاق برای نهادینه کردن قدرت و ثروت از یک سوی؛ از “اصطلاحات فقهی” بهره می گیرند و امیال خود را به فروع فقهی و قوانین حقوقی تحمیل می کنند، و از سوی دیگر در حوزه رفتار سیاسی؛ خود را “اهل صلاح” معرفی می کنند!

جدا جایی نمیتوان نفاق را با همه معنا و مفهوم اش به این کاملی پیدا کرد!

ملاصدرا شاگرد مکتب ائمه اطهار (علیهم السلام) است که؛ سیاست و ریاستی که فاقد اخلاق باشد را مانندِ “بودن دو گرگ درنده درمیان گله گوسفندی است که چوپان ندارد”، معرفی فرموده اند.( ر.ک:اصول کافی،ج۲ص۲۹۷)

در واقع امام رضا(ع) در حدیث بالا از چنین سیاست ورزی شومی به دو گرگ در یک گله نام برد ، تا اشارت به معنائی دقیق داشته باشد و آن این که وقتی دو گرگ به گله حمله می کند، راه فرار گوسفندان از خطر را می بندند و در نتیجه چیزی را سالم نمی گذارند!

از آن ره گذر که اهل بیت (ع) رهبران اخلاق هستند، ملاصدرا آنان را در کتاب “سه اصل” خود چنین معرفی می کند؛”اهل بیت عصمت و طهارت(ع)؛ گرچه مورد مکر ارباب رزق و ریا قرارگرفتند، اما چون مفتونِ اهل ریا و حیله و متشبّهان به اهل علم و تقوا نشدند، ذره ای از قدر و منزلت شان کم نگشت و در دنیا و آخرت مُعزز و مکرّم بودند و دشمنان دین را در دین و دنیا رسوا کردند.”

نقطه مقابل این تفکر انسانی و اسلامی، تفکر ماکیاول است که می گوید:《شهریاری که بخواهد شهریاری را از کف ندهد می باید شیوه های ناپرهیزگاری را بیاموزد و هر جا که نیاز باشد به کار بندد… اخلاق در این عرصه چیزی جز شیادی نیست.》 (ماکیاولی،۱۱۷)

بله، از کسی که تابع محض جان لاک است که صریحا سیاست را بیگانه از اخلاق می داند چنین عبارت دردآوری بعید نیست! اینجاست باید سخن گاندی را تداعی کرد که گفت: سیاست بدون شرافت نابودی است.

در سیاست بدون اخلاق، شرافت می رود و بجای او، همه چیز های دیگری می نشیند، مانند؛ دیکتاتوری، استبداد، دروغ، تخریب، حق کشی، نفاق، چاپلوسی، خشونت، قضاوت ناحق، قانون های فردگرا، و …

خلاصه؛ سیاست بدون اخلاق، جهنمی مملو از آتش های نابود کننده انسانیت، رشد، تعالی و پیشرفت و هر چیزی که نمادی از خوبی باشد، خواهد بود. نقطه آغاز در اخلاق سیاسی، اخلاق مداری حاکمان و مسئولان یک نظام سیاسی است.

پیامبر رحمت (ص) است که می فرماید:« کسی که دوست دارد مردم را در مقابل خود ایستاده ببیند، جایگاه او آتش جهنم است. / مَن أحَبَّ اَن یتَمثَّلَ له الرجال قِیاماً فَلیَتَبوأ مقعده من النار. » (بحار ، ج ۷۴ ، ص ۹۰)

این نقطه ، نقطه آغاز حاکمیت حضرت امیرالمومنین (ع) است. او که شاگرد پرورش یافته پیامبر رحمت (ص) است، در نظام سیاسی اش، اول از خود آغاز می کند و دستور می دهد:« پس با من چنانکه با سرکشان گویند سخن مگویید وچونان که با تندخویان کنند از من کناره مجویید، و با ظاهر آرایی آمیزش مدارید و شنیدن حق را بر من سنگین مپندارید. / فلا تُکلِّمونی بما تُکلّمُ بِهِ الجبابره ولاتتحفظّوا مِنّی بما یتحفّظُ بِهِ عند اهل البادره ولاتخالطونی بالمصانعه ولاتظنَّوا بی استثقالاً فی حقٍ .» (نهج البلاغه ، خ ۲۱۵)

گام های بعدی در حوزه سیاسی اسلام در نهج البلاغه، خصوصا در خطبه ۲۱۶ و عهدنامه مالک اشتر نقش بسته است.

یکشنبه 01 خرداد 1401 | ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران