صاحبدلان

فرهنگی . اجتماعی . ادبی

نويسندگان

م . توحیدی

شرط انسان بودن

پنج‌شنبه 10 فروردین 1402 | ارسال نظر(0)

مثلث جادویی

جان اوستسن:

دست به هر کاری می زدم شکست می خوردم.

حتی کارهای کوچک. به این فکر افتادم که برم پیش یکی آشناهامون.

او یک کارآفرین موفق و معروف بود.

سه تا کارخانه بزرگ داشت و همچنین یک موسسه خیریه محبوب و معتبر.

از دفترش وقت گرفتم - بعد از چند روز رفتم دفتر کارش،

مثل همیشه گرم و همراه با لبخند من را پذیرفت و مثل همیشه دستانم را به گرمی فشرد.

به او گفتم عاجزانه دنبال کار می گردم و پیدا نمی کنم یا اگر دست به کاری میزنم موفقیت آمیز نیست و شکست های خودم را برایش توضیح دادم.

او جمله ای را به من گفت که همیشه در خاطرم هست:

عاجزانه دنبال کار نگرد شادمانه جستجویش کن!

انسان نباید با ناراحتی و ناامیدی و بدبینی در جستجوی موفقیت باشد.

کمی مکث کرد و گفت رمز موفقیت در سه چیز است:

 1- آنچه را که می خواهی در ذهنت تصور کن و آن را امیدوارانه از خدا بخواه.

دعا تاثیری شگرف بر هستی دارد.

 2- با خرسندی و خوش بینی دست به اقدام بزن.

نوع احساس قبل از انجام هر کار بسیار مهم است چون همین احساس، آینده را رقم می زند.

3- پیشاپیش و قبل از دسترسی به موفقیت،  سپاس گزاری خود را شروع کن.

پنج‌شنبه 10 فروردین 1402 | ارسال نظر(0)

روز تولد من

امــروز روز تولد دوباره ی من است.

مــن انسانـی آرام، شــاد، توانگــر وموفق هستــم.

مــن خـودم را دوست دارم.

مــن انسان فوق العاده با ارزشـی هسـتم.

مــن به هـر کاری دست میزنم به راستـی موفق و کامیابم.

مــن آینده ای درخشـان وبا شکــوه دارم.

زنـدگـی من ازنظـر مالـی روز به روز بهتـر وبهتـر و درآمـد و عشــق من بیشتـر می شـود.

مــن هـرروز آرام تر و جـذابتـر می شـوم.

همه کـس و همه چیــز را می بخشـم و در زمـان حـال زندگـی مـی کنـم

مـن سـرشار از آرامـشم .آرامـش الهـی را در جسـم و جانـم احسـاس می کنم

خــداجونـم عاشقتـم بابت همه چیــز

پنج‌شنبه 10 فروردین 1402 | ارسال نظر(0)

مراقب خودت باش

سلام

دوست خوب من تو، فقط یکدانه ای،

المثنی و دومی هم نداری،

پس مراقب سلامت جسم و روحت خودت باش.

پنج‌شنبه 10 فروردین 1402 | ارسال نظر(0)

مسجد جمکران

آيت‌الله خمینی و چاه جم کران*

آغاز سخن آقای سعيد حجاریان از این قرار است:

ما به عنوان مسئولان امنیت داخلی کشور در دهه‌ی شصت، هر چند مدت یکبار که آیت‌الله خمینی دوست می داشت فضای زندگی مردم و وضعیت کلان شهر تهران را از شمال تا جنوب مستقیم و بلا واسطه ببیند و بنگرند، ما نیز به عنوان مدیران امنیت آن روزگار می بایست این سفر درون شهری را پوشش می دادیم و با ايشان همسفر می شدیم. یک شب، پس از گشت و گذار در تهران، سرحال بودند و قرار شد که سری به قم بزنند. آیت‌الله خمينى را آن شب با یک تاکسی به قم بردیم. ایشان  بسیار سبک سفر و کم تشریفات بودند. خیلی مختصر و مفید در حرم حضرت معصومه نماز تحیت خواند و آداب زیارت را به جا آورد و بی درنگ به تاکسی باز گشت من و دوستان همراه ايشان با محافظین هماهنگ کردیم که به خیال خود آیت‌الله را سورپرایز کنیم و ایشان را پس از زیارت حضرت معصومه به جمکران ببریم. با شتاب حرکت کردیم و به جمکران رسیدیم  شبی پاییزی بود و ماه به محاق رفته بود و بدین دلیل هوا هم خیلی تاریک بود و چشم چشم را نمی‌دید. به ايشان عرض کردم آقا بفرمایید فرمود کجاست اینجا؟ عرض کردم حرم فرمود کدام حرم؟ عرض کردم جمکران. فرمود چه کار کنم؟ عرض کردم زیارت. فرمود زیارت کی؟ عرض کردم آقا علما گفته‌اند بنا بر رویای صادقه حسن ابن مثله این مسجد به امر امام زمان احداث شده و این زمین قدمگاه مبارک ایشان است. حداقل نماز تحیت بخوانیم. فرمود: «تحیت به کی؟ وقتی خواب امام معصوم حجت نیست آن وقت خواب حسن ابن مثله حجت می شود؟»

ايشان از تاکسی پیاده نشد و پا بر زمین نگذاشت و با جدیت فرمود «برویم دیر شد دیگر»

 پایان سخن و خاطره ی سعید حجاریان 

 

یاد آن شیرین قلندر خوش که در اطوار سیر

ذکر تسبیح ملک در گردش پرگار داشت

چهارشنبه 09 فروردین 1402 | ارسال نظر(0)

کشیشان می گویند:

كشيشان می‌گویند:

«بزرگترین نعمتی که خداوند به شما داده عقل است،

اما هرچه می‌خواهید بپرسید از ما بپرسید!»

پس عقل به چه درد می‌خورد؟

آیا فقط باید سنگینی آن را تحمل كنیم؟!

گاليله

چهارشنبه 09 فروردین 1402 | ارسال نظر(0)

موفقیت در حرکت است

انسان، پس از آغاز کردن هر کار، انگیزه لازم را بدست می آورد.

نشستن و نقشه آغاز کشیدن، بیهوده است.

شور و اشتیاق، نتیجه حرکت است

و از حرکت است که فرصتها و موفقیتهای تازه نمایان می شود.

دل به دریا بزنید.

اندرو متیوس

سه‌شنبه 08 فروردین 1402 | ارسال نظر(0)

آزادی

زمانی که پایم را از در زندان بیرون گذاشته

و به طرف دروازه ای که به آزادی من

منتهی می شد قدم زدم،

میدانستم که اگر تلخی ها

و نفرت ها را با خود از زندان بيرون ببرم،

در بيرون زندان نيز زندانی خواهم بود.

نلسون ماندلا

سه‌شنبه 08 فروردین 1402 | ارسال نظر(0)

افلاطون گوید

می‌ توانیم به آسانی

کودکی را که از تاریکی می‌ترسد ببخشیم.

ولی تراژدی واقعی موقعی پیش می‌ آید

که آدمی از روشنایی بترسد.

افلاطون

سه‌شنبه 08 فروردین 1402 | ارسال نظر(0)

فلورانس نایتینگل

ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻣﺎﯾﻞ ﺍﺳﺖ ﺻﻮﺭﺕ ﺣﺴﺎﺏ ﺭﺍ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﮐﻨﺪ؛ ﺑﺪﺍﻥ ﻋﻠّﺖ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺟﯿﺒﯽ ﻣﻤﻠﻮ ﺍﺯ ﭘﻮﻝ ﺩﺍﺭﺩ،

ﺑﻠﮑﻪ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﻭ ﺭﻓﺎﻗﺖ ﺭﺍ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﭘﻮﻝ ﺍﺭﺝ ﻣﯽﻧﻬﺪ.

ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﺤﻞّ ﮐﺎﺭ، ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﭘﺬﯾﺮﻧﺪ؛ ﻧﻪ ﺑﺪﺍﻥ ﻋﻠّﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺣﻤﻘﻨﺪ،

ﺑﻠﮑﻪ ﭼﻮﻥ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﺭﺍ، ﻧﯿﮏ ﻣﯽﺩﺍﻧﻨﺪ!

ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺟﻨﮓ ﻭ ﺩﻋﻮﺍﯾﯽ، ﺯﺑﺎﻥ ﺑﻪ ﭘﻮﺯﺵ ﺑﺎﺯ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ،

ﻧﻪ ﺑﺪﺍﻥ ﻋﻠّﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﺪﯾﻮﻥ ﺷﻤﺎ ﻣﯽﺩﺍﻧﻨﺪ؛ ﺑﻠﮑﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺧﻮﺩ ﻣﯽﺩﺍﻧﻨﺪ.

ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻤﺎ ﻣﺘﻨﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺮﺍﻙ ﻣﻴﮕﺬﺍﺭﻧﺪ، ﻧﻪ ﺑﺪﺍﻥ ﺳﺒﺐ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﺎﺭ ﺑﻬﺘﺮﯼ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﻨﺪ، ﺑﻠﮑﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻬﺮ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻭ ﺟﺎﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ!

ﯾﮏ ﺭﻭﺯ، ﻫﻤﮥ ﻣﺎ ﺍﺯ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺟﺪﺍ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺷﺪ! ﺩﻟﻤﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻔﺘﮕﻮﻫﺎﯼ ﺧﻮﯾﺶ ﺩﺭﺑﺎﺭﮤ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﻭ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺗﻨﮓ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ! ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺁﻭﺭﺩ.

ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻭ ﻣﺎﻩﻫﺎ ﻭ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺍﺯ ﭘﯽ ﻫﻢ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮔﺬﺷﺖ ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﯿﭻ ﺗﻤﺎﺳﯽ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ.

ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﻣﺎ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻋﮑﺲﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ از ما ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﭘﺮﺳﯿﺪ:

"ﺍﯾﻨﻬﺎ ﭼﻪ ﮐﺴﺎﻧﻨﺪ در کنار شما؟" ﻭ ﻣﺎ ﺑﺎ ﺍﺷﮑﯽ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺩﺭ ﭼﺸﻢ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺯﺩ، ﺯﯾﺮﺍ ﺳﺨﻨﯽ ﺑﺲ ﻣﺆﺛّﺮ ﻗﻠﺐ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻣﺘﺄﺛّﺮ ﻣﯽﺳﺎﺯﺩ؛

ﭘﺲ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﮔﻔﺖ: "ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﮐﺴﺎﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽﺍﻡ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪﻩﺍﻡ".

 

سه‌شنبه 08 فروردین 1402 | ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران