شکر بجای آر که مهمان تو
روزی خود می خورد از خوان تو
.....................
چه خوش گفت یک روز دارو فروش
شفا بایدت داروی تلخ نوش
.....................
شکسته بال تر از من میان مرغان نیست
دلم خوش است که نامم کبتر حرم است
......................
خم سپهر تهی شد ز می پرستی ما
کفاف کی دهد این باده ها به می ما
از شوقی بهبهانی
.....................
شاید به شعر تلخم خرده بگیری اما،
جایی که سفره خالیست ایمان نخواهد آمد
......................
خم سپهر تهی شد ز می پرستی ما
کفاف کی دهد این باده ها به مستی ما
نجیب کاشانی
.........................
کشتی نساز ای نوح طوفان نخواهد آمد
بر شوره زار دلها باران نخواهد آمد
.......................
شعر من و مرگ فقرا ننگ بزرگان
این هر سه متاعی است که آوازه ندارد
.......................
شاید به شعر تلخم خرده بگیری اما
جایی که سفره خالیست ایمان نخواهد آمد
رفتی کلاس اول این جمله را عوض کن
آن مردتا نیاید باران نخواهد آمد
....................
ترک ما کردی و یکباره فراموش شدیم
از تو این شیوه عجیب است عجیب است عجیب
.....................
نریخت دُردِ می و محتسب ز دیر گذشت
رسیده بود بلایی ولی بخیر گذشت
(آصفی هروی)
....................
عمری چو مظفر به سر گنج قناعت
مِنت نه ز خویش و نه ز بیگانه کشیدیم
..................
شکوه تاج سلطانی که بیم جان در آن است
کلاهی دلکش است، اما بدرد سر نمی ارزد
حافظ
.....................
عسل در باغ هست و غوره هم هست
زلیخا هست و زینب کوره هم هست