صاحبدلان

فرهنگی . اجتماعی . ادبی

نويسندگان

م . توحیدی

جندب

 جندب ابن عبدالله بر علی درآمد و گفت: اگر تو را از دست دهیم، با حسن بیعت کنیم؟ علی گفت: نه شما را بدان فرمان میدهم نه از آن باز میدارم، خودتان بیناترید. آنگاه حسن و حسین را فرا خواند و به ایندو گفت: سفارش میکنم شما را به پرهیز کاری از خدا، به اینکه این سرای را نجویید گرچه شما را بجوید، بر چیزی که از دستتان بیرون رود گریه نکنید، زبان به گفتن راستی ودرستی بگشایید، بر پدر مرده مهر آورید، پایمال شده را در یابید، برای آن سرای کار کنید، برای ستمکار دشمن و ستمدیده را یاور باشید، نبشته خدا را بکار بندید ودر راه خدا به نکوهش هیچ نکوهش گری هرگز پروا ندهید. سپس روی با محمد حنفیه آورد و گفت: آیا آن سفارشها را که با برادرانت کردم ، به یاد سپردی؟ گفت آری، سپس به حسن گفت: ای پسرم، تو را به پرهیزکاری از خدا سفارش میکنم و همی خواهم که نمازها را به هنگام بجای آوری، زکات را بی کم وکاست بپردازی، دست شست برای نماز را بخوبی انجام دهی زیرا نماز جز با شست و شوی و پاکیزگی سراسری پذیرفته نمیشود . سفارش میکنم تو را به بخشیدن گناه دیگران، فرو خوردن خشم، استوار کردن پیوند خویشاوندی، فرهیخته شدن در دانش های دینی ، پا فشاری و پیگیری در کارها، پیوستگی همیشگی با قران گرامی، نیکو داشت همسایگی، فرمان دادن مردم به کارهای نیک، باز داشتن کسان از کارهای بد و دوری و پرهیزگری از کارهای زشت و ناشایست.
آنگاه سفارش خود را نوشت و دیگر هیچ سخنی نگفت جز اینکه پیوسته زیر لب فرمود: "خدایی جز خدا نیست".  خدا از اوخوشنود باد و اورا خوشنود بداراد.
تاریخ کامل ابن اثیر، صفحه ۲۰۰۲


چهارشنبه 16 آذر 1401 | ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران