|
زن ها را نمی تولن شناخت
|
|
|
زنها را نمی توان شناخت با قهر کردن حسادتشان را نشان می دهند،
با خنده بغض درونشان را و با سکوت، فاتحهات را می خوانند
زنها هنرشان را با دستپخت نقاشی میکنند.
خستگی و عصبانیتشان را غُر میزنند
گریه و اشک هایشان را میرقصند؛
وقتی که عاشقت شوند، خرابت می کنند
و از نو آجر به آجر به دلخواه خود از وجودت کشوری با پرچم صلح می سازند
وای به روزی که از چشم آنها سقوط کنی همه چیز را با خاک و خون یکسان می کنند
تو میمانی و کشوری غارت زدهی پس از جنگ!
|
|
جمعه 02 دی 1401 |
|
|
| |