صاحبدلان

فرهنگی . اجتماعی . ادبی

نويسندگان

م . توحیدی

وطن خاکی و وطن معنوی

نوشته زیبا و خواندنی زیر از زنده یاد احسان یارشاطر (تاریخ دان و زبان دان مشهور ایرانی، 1397-1299، متولد همدان، متوفی در کالیفرنیا، ایالات متحده) با عنوان "ما دوگونه وطن داریم!" - "وطن خاکی" و "وطن معنوی". 
 
ما دو گونه وطن داریم! یکی آن که میان دریای مازندران و خلیج فارس قرار دارد، با کوه‌های بلند و رودهای کم‌آب و صحراهای فراخ و ریگزارها و شوره‌زارهایی گرم و خشک و بیشه‌هایی که از چند قرن پیش، باز رو به کاستی داشته است و درختانی که نسل بسیاری از آن‌ها را تبر زغال‌گران و ارّه تخته‌سازان برانداخته است؛ با دهکده‌هایی بیش‌تر کم‌حاصل و تنگدست و شهرهایی عموماً بی‌نقشه و بازیچهٔ مطامع زمین‌خواران . 
وطنی که بارها به سُمّ اسبان مهاجمان ترک و تازی و تاتار کوفته شده و باز با تن ناتوان به‌پاخاسته و به درمان زخم‌های خود پرداخته تا یورش و غارت بعدی را مهیا شود.
 
وطنی که زندگی‌ دنیایی‌اش غالباً دستخوش آزار و ستم حکمرانان و آز و خشونت باج‌ستانان و تجاوز کارفرمایان، و زندگی عقبایی‌اش در گروِ انذار و تهدید دین‌فروشان و سالوس جبه‌پوشان و فریب روحانی‌نمایان بوده است.
 وطنی که تاریخش ماجرای آشفته و خون‌آلودی است که غم‌نامه‌های سوزناک در قبال آن رنگ می‌بازند.
 وطنی که از چند قرن به این طرف فتور سالخوردگی و فرسودگی گام‌های آن را سست و ناتوان کرده و آن را توشه‌خوار تمدنی بیگانه و پیرو صنعتی زبردست و بالنده ساخته است. 
هر‌ چندی برای درمان درد پنهان خود دست در دامن شیوه‌ای می‌زند و علاج تازه‌ای را می‌آزماید، اما ضعف درون نقش‌های او را باطل می‌کند و بر حسرتش می‌افزاید.
 
 وطن دوم ما وطنی است که در آفاق ذهن ما خانه دارد.
 وطنی است روشن و دل‌انگیز با رنگ‌های شفاف و دیده‌فریب. در آن رودکی چنگ برمی‌گیرد و سرود شادی و نغمهٔ می و مستی می‌نوازد. 
و فردوسی داستان دلاوری‌های قهرمانان ما را با آهنگی پهلوانی سر‌‌می‌دهد. 
خیام شگفتی حیات و سرگردانی انسان را باز می‌نماید.
ابوسعید از صفای درون و دستگیری مردمان و پرهیز از خودفروشی سخن می‌گوید.
 نظامی ظرایف عشق و شوق را با قلم‌موی کلمات به استادی ترسیم می‌کند و هم ما را به تأمل در حکمت و اخلاق می‌خواند.
 سعدی آدمیت و عدل‌پروری و پوزش‌پذیری و خدمت به خلق و زیبایی آن‌ها را در نظر ما ترسیم می‌کند.
و مولوی شور و شیدایی خود را به بانگ بلند به گوش‌ها می‌رساند.
  حافظ پرده از زرق صوفیان و ریای زاهدان و  سالوس مفتیان و محتسبان برمی‌گیرد و نوای عشق و آزادگی را به آهنگی لطیف در گوش ما زمزمه می‌کند.
 «وطن خاکی» ما پیوسته در معرض آفات است و «وطن معنوی» ما، برعکس، از گزند باد و باران و دستبرد ویران‌گر حوادث در امان.
 درخشش آن را تیرگی اعمال ما زایل نمی‌کند. 
گنجی است که از آنِ ماست، آفتابی است که پیوسته می‌تابد؛ زنده و پایدار است.
 بر ماست که این وطن را زیباتر و تابناک‌تر کنیم.
 
احسان یارشاطر

دوشنبه 04 بهمن 1400 | ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران