صاحبدلان

فرهنگی . اجتماعی . ادبی

نويسندگان

م . توحیدی

jv;d

از زبان تورکی بگم واستون؟
 
 
 
ما كدو را قاباق 
/ خاک را توپراق می‌گوییم
 
خشكسالی را اگر قوراق
 / سرمای سخت را سازاق می‌گوییم
 
شاخه درختان را بوداق
 / سنبل گندم را باشاق می‌گوییم
 
وصله را ياماق
 / پيراهن كلفت را قازاق می‌گوییم
 
هر وسيله پرواز را اوچاق
 / هر وثيقه ممنوع را قاچاق می‌گوییم
 
داس قوسی‌شكل را اگر اوراق
 / قوس رنگين‌كمان را قوشاق می‌گوییم
 
بر مسافت‌های دور اوزاق
 / دورتر اگر باشد ايراق می‌گوییم
 
عضو پايه بدن را آياق 
/ عضو داخل بدن را دالاق می‌گوییم
 
گلاب به رويت تهوع را قوساق
 / هرچه ممنوع شود اگر ياساق می‌گوییم
 
اندكی قبل را بيرآز قاباق 
/ قبل‌تر را ولی باياق می‌گوییم
 
كلاف و نخ توپی را يوماق
 / چاشنی غذا را سوماق می‌گوییم
 
آغوش گرم و صميمی را قوجاق 
/ خود گرما را سيجاق می‌گوییم
 
نام و نشان كردن كسی را آداق
 / آزمودنش را ولی سيناق می‌گوییم
 
درك و فهم آدمی را قاناق
 / كاسه غذا را چاناق می‌گوییم
 
كودک و بچه را گاهی اوشاق 
/ چوبدستی را ولی چوماق می‌گوییم
 
خر باركش را ائششک و اولاق 
/ زين و چرم اسب را ياراق می‌گوییم
 
تكيه‌گاه و حامی را داياق
 / روش و سبک و راه را ساياق می‌گوییم
 
كلاه‌خود و سرپوش را پاپاق 
/ شانه‌ی موی سر را داراق می‌گوییم
 
 تخت‌خواب شبانه را ياتاق 
/ روشنی‌بخش شب را چيراق می‌گوییم
 
گوشه و جای دنج را بوجاق
 / گوشه و كنار چيزی را قيراق می‌گوییم
 
ايستگاه نَقليات را دوراق
 / پرس‌و‌جوی نشانی را سوراق می‌گوییم
 
لب‌و‌لوچه انسان را دوداق
 / گوش شنوايش را ولی قولاق می‌گوییم
 
شخص بسيار ابله و گيج را مایماق 
/ كنجكاوی را ماراق می‌گوییم
 
درب و درپوش ظرف را قاپاق 
/ آتش زير آن را اوجاق می‌گوییم  
 
شيرمردِ دلير را قوچاق 
/ چاقوی تيز را پيچاق می‌گوییم
 
خانه‌های كوچکِ سرا را اوتاق
 / بخش انباريش را قالاق می‌گوییم
 
تله و دام توركی را دوزاق 
/ ميهمانِ خانه را قوناق می‌گوییم
 
برگ درخت را یاپراق 
/ پرچم کشور را بایراق می‌گوییم
 
یاشاسین  گۆجلۆ آنا دیلیمیز
 
 با ادبیات و زبان محل تحصیل آشنا تر شویم.
 

جمعه 17 اردیبهشت 1400 | ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران