صاحبدلان

فرهنگی . اجتماعی . ادبی

نويسندگان

م . توحیدی

آرزو کردن، دعا نیست.

"آرزو کردن، دعا کردن نیست"

- آرزو، منبعث از هواهای نفسانی است، دعا، منبعث از ایمان است.

- آرزو، آنچه هست را نپذیرفتن و در هوای آنچه نیست رفتن است، دعا، آنچه هست را شکوفا کردن و در حسرت آنچه نیست نرفتن است.

- آرزو، منکر "حال" است و همواره تو را حواله به آینده ی موهوم می دهد، دعا، زنده به "حال" است و نقداً تو را برخوردار می کند.

- آرزو، اسیر زمان و مکان است، دعا، ریشه در لا زمان و لا مکان دارد.

- در آرزو، خواستِ "من" اصل است، در دعا، خواستِ "او" اصل است.

- آرزو، توهّم چیزی است که فکر می کنم برایم خیر است، دعا، خود خیر و وصل به خیر است.

- آرزو لزوماً ارتباط با خدا ندارد، دعا، بدون ارتباط با خدا شکل نمی گیرد.

- آرزو، چشم را کور، ذهن را منگ، و وجود آدمی را چند تکه می کند، دعا، نگاه را نورانی، ذهن را نرم، و وجود را انسجام می بخشد.

- آرزو، از عدم رضایت شکل می گیرد، دعا، با تسلیم و رضایت محقق می شود.

- آرزو، با خردمندی کاری ندارد، دعا، عین حکمت و خردمندی است.

- آرزو، یک احساس است، دعا، یک اقدام است.

- آرزو، خواب آور است و ناهشیاری می آورد، دعا، بیداری است و برکت می آورد.

- آرزو، وصل به نفس است، دعا، وصل به خیر مطلق

و بالآخره در یک کلام؛ آرزو، خروج از بندگی است، و دعا، تجلّی بندگی.

 

ārezu خواهش، کام، مراد، چشمداشت، امید، توقع و انتظار، میل و اشتیاق 


شنبه 21 آبان 1401 | ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران