صاحبدلان

فرهنگی . اجتماعی . ادبی

نويسندگان

م . توحیدی

از سروده های منوچهر سخایی

پرستویی شد و پرپر زنون رفت

به‌صحراهای بی نام ونشون رفت

حریفون پیش من با طعنه میگن

ستاره شد؛ به طاق آسمون رفت

پرستویی شدی، پرپرزنون رفتی

به صحراهای بی‌نام‌ونشون رفتی

به‌من می‌گن، به من می‌گن، حریفونم

ستاره گشتی و رو آسمون رفتی

گُلُم بودی، گُلُم بودی، کجا رفتی؟

تو که جون و دلُم بودی، چرا رفتی؟

هنوزم جای پات مونده لب باغچه

گلوبند طلات مونده سر طاقچه

بگردم من فدای خال سیاه تو

کجا رفتی خدا پشت و پناه تو

گُلُم بودی، گُلُم بودی، کجا رفتی؟

تو که جون و  دلُم بودی چرا رفتی؟


چهارشنبه 27 مهر 1401 | ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران