اَهلِ نَماز می شَوَم، جُمله نیاز می شَوَم
سوی حِجاز می شَوَم، «باز مُقابِلَم تویی»
بادۀ ناب می شَوَم، شِعر و کِتاب می شَوَم
یِکسَره خواب می شَوَم، «باز مُقابِلَم تویی»
هَمرَهِ موج می شَوَم، راهیِ اوج می شَوَم
فوج به فوج می شَوَم، « باز مُقابِلَم تویی»
سایۀ ماه می شَوَم، دَر تَهِ چاه می شَوَم
راهیِ راه می شَوَم، « باز مُقابِلَم تویی»
توی رَواق می شَوَم ، کُنجِ اُتاق می شَوَم
بَسته به طاق می شَوَم ، « باز مُقابِلَم تویی »
اینهَمه مَرد می شَوَم ، مَخزَنِ دَرد می شَوَم
ساکِت و سَرد می شَوَم، « باز مُقابِلَم تویی»
اَز هَمه دور می شَوَم، نقطۀ کور می شَوَم
زِنده به گور می شَوَم، «باز مُقابِلَم تویی»
هَمدَمِ خار می شَوَم، بی کَس و یار می شَوَم
بَر سَرِ دار می شَوَم، «باز مُقابِلَم تویی»!
شیخ داود صمدی عاملی