صاحبدلان

فرهنگی . اجتماعی . ادبی

نويسندگان

م . توحیدی

وحدت کرمانشاهی

از یک خروش یا رب شب زنده دارها

حاجت روا شدند هزاران هزارها

یک آه سرد سوخته جانی سحر زند

در خرمن وجود جهانی شرارها

آری دعای نیمه شب دلشکستگان

باشد کلید قفل مهمات کارها

مینای مِی ز بند غمت میدهد نجات

هان ای حکیم! گفتمت این نکته بارها

آب و هوای میکده از بس که سالم است

در پای هرخُمیش مِی میگسارها

طاق و رواق میکده هرگز تهی مباد

از های و هوی عربده ی باده خوارها

پیغام دوست میرسدم ه زمان به گوش

از نغمه های زیر و بم چنگ و تارها

ساقی به یک کرشمه ی مستانه در ازل

بربود عقل و دین و دل هوشیارها

(وحدت) به تیر غمزه و شمشیر ناز شد

بی جرم کشته در سر کوی نگارها

    


جمعه 09 دی 1401 | ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران