صاحبدلان

فرهنگی . اجتماعی . ادبی

نويسندگان

م . توحیدی

چرا نمی کشد مرا

چرا نمی کُشد مرا ، خدایِ چشم‌هایِ تو

میان ِ آب و آتشم برایِ چشم‌هایِ تو

قسم به ساحت ِ غزل ، دقیقه ای هزار بار

دلم عجیب می کند هوایِ چشم‌هایِ تو

چقدر با ستاره ها به لحن ِ آب و آینه

شبانه حرف می زنم به جایِ چشم‌هایِ تو

از آن شبی که دیدمت ، همان یکی دو قرن ِ پیش

نشسته ام کنار  ِ دل ، به پایِ چشم‌هایِ تو

سکوت ِ گاه گاه ِ تو ، مرا شکنجه می دهد

خدا کند که بشنوم صدایِ چشم‌هایِ تو

اگر چه شرم می کنم بگویمت که شاعرم.

ولی تمام ِ این غزل ، فدایِ چشم‌های تو


چهارشنبه 16 فروردین 1402 | ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران